All for Joomla All for Webmasters

سید مقتدی صدر امروز در پیامی به اعضای فراکسیون پارلمانی خود در پارلمان (۵۴نفر) دستور داد تا حضور خود را در پارلمان تا زمانیکه دولت یک برنامه جامع برای اصلاحات ارائه نکند به تعلیق درآورند و از دیگر فراکسیون ها نیز خواست چنین کنند.
این پیام یک روز پیش از جلسه پارلمانی صادر شد که رئیس پارلمان یعنی الحلبوسی از نمایندگان معترضان خواسته بود تا در آن شرکت کنند.اما چرا صدر دست به چنین اقدامی زند؟
باید دانست که صدر یکی از ارکان اصلی حمایت از عبدالمهدی و دولت اوست. همچنانکه تا این لحظه یکی از بزرگ ترین نفع برندگان از ادامه حضور وی در پست نخست وزیری است. صدر در بحبوحه اعتراضات این هفته، ارزیابی موعود خود از عبدالمهدی را که قرار بود در آستانه نخستین سال آغاز به کار نخست وزیر انجام شود برای شش ماه دیگر تمدید کرد! به نظر میرسد صدر تمایلی ندارد تا موضوع بررسی کارنامه عبدالمهدی در پارلمان مطرح شود. به معنایی دیگر صدر تمایلی به ایجاد تغییر در شرایط سیاسی فعلی ندارد و این چراغ سبزی برای استمرار حکومت عبدالمهدی است.
استعفا یا برکناری عبدالمهدی و حتی انتخابات زودرس، یک ریسک برای صدر است و معلوم نیست بتواند امتیازات و منافعی که اکنون از آنها بهره میبرد را همچنان حفظ کند.

یمن کلید واژه و محور هرگونه گفت وگوی مستقیم یا غیر مستقیم احتمالی میان عربستان سعودی  و ایران خواهد بود. این گفت وگوهای احتمالی را البته نمی توان برای حل و فصل دیگر مسائل دو کشور خوشبینانه دید. پرونده های پرتنش مهم و فراوانی میان ریاض و تهران وجود دارد که در عمل به پرونده یمن مربوط نمی شود.

موضوع تحریم های اقتصادی ایران و همراهی ریاض با آن ها، حضور نیروهای نظامی آمریکا در خلیج فارس، پشتیبانی دو کشور از برخی گروه های متخاصم با طرف مقابل، متهم کردن یکدیگر به حمایت از تروریسم، معامله قرن و تمایل بی اندازه و آشکار سعودی ها برای برقراری روابط رسمی با رژیم اسرائیل، از پرونده های پیچیده ای هستند که نباید انتظار داشت گفت وگوهای احتمالی دو طرف که نخست وزیر عراق از آن خبر داد و مورد استقبال ضمنی مقامات در دو کشور قرار گرفته بر آن ها اثر گذار باشد.حل پرونده یمن هم اکنون تنها فصل مشترک و مورد اتفاق تهران و ریاض است. اگر رخدادهای چند هفته اخیر و ضربات مکرر یمنی ها بر پیکر اقتصادی و نظامی آنان و مواجهه با یک بی حیثیتی تمام عیار نبود، سعودی ها بی تردید در این برهه تمایلی به پایان دادن به جنگ نداشتند. آن ها می دانند ادامه این جنگ آن ها را با رخدادهای شگفت انگیز دیگری مواجه خواهد کرد که تحمل آن از توان آنان خارج است.

بنابراین در شرایط فعلی، بدون دستاورد از یک جنگ پرهزینه پنج ساله، تنها به یک برون رفت می اندیشند. همچنان که واشنگتن نیز با واهمه از افزایش قدرت ایران در منطقه که ناشی از قدرت یابی غافلگیر کننده یمنی هاست، بی تردید چراغ سبز اولیه به ریاض برای گفت وگوی احتمالی با ایرانی ها، در پرونده یمن را داده است.از سوی دیگر نیز ایران تمایل جدی به پایان یافتن تجاوز ائتلاف سعودی به یمن و رهایی یمنی ها از قحطی، آوارگی و کشتارهای هر روزه دارد. همچنان که مذاکرات با سعودی ها در مناقشه بین المللی یمن تأکیدی بر جایگاه مؤثر ایران در دیپلماسی و منازعات منطقه ای خواهد بود و این نیز از خواسته های تهران است که نشان دهد حل این منازعات بدون ایران امکان پذیر نیست.

افزون بر این، در شرایط فعلی فشارهای فزاینده غربی بر ایران و دور شدن دو طرف کرانه شمالی و جنوبی خلیج فارس از یکدیگر، تهران بی تمایل نیست تا روابط سرد با همسایگان ساحل جنوبی را تا حدودی بهبود ببخشد.اصل این گفت وگوهای احتمالی نشان خواهد داد که مذاکره و توافق با ایران ممکن است. شاید خوشبختانه باشد اما موفقیت هرگونه مذاکره محتمل می تواند در را به روی تفاهمات بیشتری در آینده بگشاید. هر چند که شرایط تنش ها به گونه ای است که هم اکنون نمی توان به بازشدن آن پرونده ها امیدوار بود. اما تا این جای کار اگر دو طرف به اراده جدی برای نشستن بر سر میز مذاکره بر سر موضوع یمن برسند اتفاقی مهم و مؤثر در تحولات غرب آسیا خواهد بود.

سید رضا قزوینی غرابی - روزنامه خراسان

http://khorasannews.com/newspaper/page/20211/3/673961/0

 

شماری از شهرهای عراق از جمله بغداد، ناصریه و برخی دیگر از شهرهای جنوبی این کشور در دو روز اخیر بار دیگر صحنه اعتراضات مردمی به معضل بیکاری و مشکلات معیشتی بود. در جریان این اعتراضات دو نفر کشته و 200 تن دیگر از جمله ۴۰ نیروی امنیتی زخمی شدند.

اعتراضات اخیر از چند منظر قابل تأمل است. هیچ یک از احزاب و جریان های عراقی مسؤولیت صدور فراخوان برای شرکت در این تظاهرات را به عهده نگرفته و گروه هایی از جمله جریان صدر که معمولا آغازگر چنین تظاهرات هایی بودند، اعلام کردند در آن شرکت نخواهند کرد. از مدت ها پیش دعوت هایی در فضای مجازی به خصوص فیسبوک برای این تظاهرات شده بود، اما متولیان اصلی آن ناشناس بودند. با این حال همزمانی این رویداد با دو تحول دیگر در عراق جای این تردید را می گذارد که احتمالا این تظاهرات هشداری به دولت عبدالمهدی است.

 نخست سفر او به چین و تفاهمات اقتصادی که با نارضایتی آمریکا مواجه شد و دیگری اعلان مسئولیت رژیم صهیونیستی در حمله به مقرهای حشد که یک روز پیش از تظاهرات دیروز توسط عبدالمهدی انجام شد، به نظر می رسد نمی توان این موارد را تصادفی دانست.

این تظاهرات می تواند توطئه ای از سوی ایالات متحده و هشداری به دولت عبدالمهدی باشد که هرگونه فاصله گیریاز محور آمریکا و همپیمان راهبردی اش مانند رژیم صهیونیستی می تواند بر امنیت و ثبات عراق اثرگذار باشد.

 پس دور از انتظار نیست که اگر دولت در بغداد اقداماتی مغایر با تمایلات آمریکا داشته باشد، ابزار تروریسم مورد استفاده دوباره قرار بگیرد. حتی اگر با قطعیت بگوییم که عامل خارجی در تظاهرات اخیر عراق و بغداد نقش داشته، یک موضوع را نمی توان نادیده گرفت و آن این است که بستر مورد استفاده این ناآرامی ها انتظارات منطقی مردم است. فساد گسترده، بیکاری، وضعیت نامطلوب خدماتی مانند برق و... سبب نارضایتی مردم شده و همین موضوع مورد توجه عوامل داخلی و خارجی برای بهره برداری و سوار شدن بر موج اعتراضات می شود. دولت عبدالمهدی که تاکنون کارنامه ناموفقی داشته باید بتواند اقدامات جدی در این خصوص انجام دهد.

سید رضا قزوینی غرابی، تحلیل گر ارشد مسائل عراق - روزنامه قدس
http://media.qudsonline.ir/d/2019/10/02/0/943173.pdf

 

معاون اول رییس پارلمان عراق امروز در دیدار با سفیر لبنان در بغداد از تلاش برای بازگشایی خط لوله ⁧نفت⁩ عراق به لبنان (کرکوک-طرابلس)گفت.
‏نبیه بری رئیس مجلس ⁧لبنان⁩ در سفر خود به ⁧عراق⁩ خواستار این موضوع شده بود. ‏این خط قدیمی از زمان جنگ بعث با ایران توسط دولت سوریه غیر فعال شده بود. ‏لبنانی ها اکنون تلاش دارند تا برای منافع اقتصادی کشورشان بار دیگر این خط را به جریان بیندازند. ‏اظهارات معاون رئیس پارلمان در حالی است که سخنگوی وزارت نفت عراق دو ماه قبل گفته بود برنامه ای برای این مسأله ندارند.
‏علاوه بر اینها موانع جدی برای تحقق این موضوع در شرایط فعلی وجود دارد:
‏۱- این خط از سوریه می گذرد و آمریکا تمایلی برای بهره برداری اقتصادی سوریه و حتی لبنان از آن ندارد.
‏۲- هنوز وضعیت امنیتی در سوریه به گونه ای نیست که سلامت خطوط انتقال نفت را تضمین کند.
‏۳- عراق در حال حاضر به شدت متمرکز بر خط انتقال پر هزینه ۱۸ میلیارد دلاری بصره به بندر عقبه اردن است و این خط پیشنهادی جدید لبنانی ها، در شرایطی اقتصادی بغرنج عراق فعلا محل تأمل نیست.
‏۴- لوله های این خط یا از بین رفته اند یا بخشی از آن پوسیده شده اند بنابراین تعمیر آنها به شدت هزینه دارد و صرف با اخداث یک خط جدید است که این دومی نیز مستلزم هزینه از سوی
دولت یا جذب سرمایه گذاران خارجی است.
‏بنابراین به نظر میرسد در شرایط فعلی و کوتاه مدت تحقق این امر میسر نمی باشد.

سید رضا قزوینی غرابی

در حالیکه کمتر از ۲۴ ساعت از انتشار عکس حضور مقتدی صدر در کنار آیت الله خامنه ای می گذرد، واکنش ها به این اتفاق، جالب توجه بوده است.
برآیند کلی اظهارات نشان دهنده نارضایتی و خشم مخالفان روابط ایران و عراق از حضور صدر در کنار رهبر جمهوری اسلامی است.
صدر با اینکه در سال های دور از جمله رهبرانی بوده است که به شدت آماج حملات رسانه ها و شخصیت های عرب سنی در عراق و جهان عرب بوده است و بخشی از آن به دلیل اقدامات شبه نظامیان جیش المهدی و پشتیبانی شدن توسط ایران و اتهاماتی که از سوی سنی ها در خصوص قتل های مذهبی و طائفه ای متوجه وی میشد بوده است، اما از زمانیکه او در عرصه مناسبات سیاسی با همسایگان عراق، به سمت و سوی برقرتری ارتباط با جهان عرب حرکت کرد و از ایران فاصله گرفت و در عرصه سیاسی عراق، تبدیل به یک بازیگردان مؤثر و قدرتمند سیاسی شد این انتقادها از ‌وی رخت بربست.
اکنون پس از آن سال ها و بعد از انتشار تصویر دیشب، موجی از انتقادات در فضای رسانه ای مجازی عراق و منطقه توسط کاربران و فعالان مخالف ایران شکل گرفته است که به اقدام صدر تاخته اند و در حال تخریب او هستند.
غیث التمیمی فعال رسانه ای عراقی مخالف ایران در توییتی نوشته کسی که زیر پای رهبر (تعمد در استفاده از واژه الرهبر) مینشیند نمی تواند تاج سر عراقی ها باشد. از جایگاه و شأنت نزد عراقی ها کاستی!
مبارک آل عاتی نویسنده وتحلیل گر سعودی نیز در توییتی نوشت که مقتدی صدرِ مدعیِ عربیت، در خانه حامی تروریسم، امیدوارم عکس قدیمی باشد!
تردیدی نیست که علاوه بر غافلگیر شدن شخصیت های عرب مخالف ایران از حضور صدر کنار آیت الله خامنه ای و نگرانی از هرگونه تلاش ایران برای نزدیک کردن مجدد صدر به خود، آنها به دنبال هزینه سازی برای رهبر جریان صدر نیز هستند.
عمده این تخریب ها پیرامون دروغ معرفی کردن ادعای صدر در خصوص رهبر عربی و عراقی بودن او و تحقیر وی از نشستن کنار ایرانی هاست.
آنها تلاش دارند تا به صدر نشان دهند اعتبار و منزلتی که در جهان عرب به آن دست یافته نتیجه استقلال و دوری او از ایران و حضور در آغوش وطن عربی بوده است و هرگونه نزدیکی مجدد باعث تخریب این جایگاه خواهد شد.
شاید همین ترس در وجود صدر نیز بوده است که در صفحه توییتر خود تاکنون هیچ اشاره ای به مراسم شب گذشته نکرده است.همچنانکه ریاض المسعودی نماینده پارلمان از سائرون، در واکنش به حضور صدر در مراسم عزاداری حسینیه امام خمینی گفته که یک عکس گویای شکل روابط نیست.
به طور آشکار جریان های سیاسی عراقی مخالف ایران و همینطور مخالفان این روابط در جهان عرب پس از این دیدار چنان هجمه ها را علیه صدر مدیریت کرده اند که به احتمال بسیار مشاوران و نزدیکان صدر نسبت به هرگونه اقدامات مشابه بعدی یا نزدیک شدن احتمالی به ایران به وی هشدار دهند.

سید رضا قزوینی غرابی

امروز از آن روزهای پر تحول متعلق به مسائل عراق و منطقه بوده است.
حادثه دردناک امروز کربلا و خبر برکناری جان بولتون را که کنار بگذاریم، تصویر منتشر شده از حضور سید مقتدی صدر در مراسم شام غریبان حسینیه امام خمینی و نشستن میان رهبر انقلاب و سردار سلیمانی بسیار غافلگیر کننده بود.
برخی منابع عراقی خبر داده بودند صدر در روزهای اخیر که در قم به سر می برد دوبار درخواست دیدار با سلیمانی و برخی مقامات ارشد را داده بود که هر دوی آنها رد شده بود.
این خبر اگر صحت می داشت به تعمیق نارضایتی صدر از ایران منجر میشد و البته این خشم اگر در میان هوادران صدر که چگونه ایران با بی احترامی با سید و مولای آنها برخورد کرده است میرسید نارضایتی بیشتر از ایران را در میان پایگاه اجتماعی صدر بیشتر می کرد.  اما تصویر منتشر شده گویای نکاتی چند است.
نخست اینکه شایعات مطرح شده اخیر به احتمال بسیار زیاد صحت نداشته است.
افزون بر اینکه نشان از این دارد که حکومت در ایران در سیاست خارجی خود با همه افراد و گروه هایی که کمترین اشتراک دیدگاه یا هدف را با تهران داشته باشند هم همکاری می کند و آنها را از خود دور نمی کند به ویژه اگر این افراد و گروه ها بخشی از بدنه گروه های مقاومت بوده باشند یا همچنان هم هستند.
 نباید فراموش کرد که تا چند سال قبل ایران بزرگ ترین پشتیبان جیش المهدی بوده است.
به نظر میرسد تهران واهمه جدی از این دارد که صدر با آن پایگاه اجتماعی قابل توجه و نقش اصلی در تشکیل دولت عبدالمهدی، در صورتی که مورد بی مهری قرار بگیرد دست به اقداماتی بزند که به سود تهران نیست بنابراین نزدیک نگاه داشتن این شخصیت به سود ایران و حتی عراق خواهد بود.

اظهارات و رفتارها و تهدیدات  اخیر صدر علیه دولت عبدالمهدی سیگنال های خوبی برای آینده و ثبات عراق نیست علاوه بر اینکه مواضع وی در خصوص حشد الشعبی نیز مطلوب تهران و برخی شخصیت های عراقی نیست بنابراین دور از انتظار نیست که بخشی از اهداف چنین دیدارهایی تلطیف مواضع صدر باشد. البته این نکته که آیا صدر هم در دیدارهای خود انتقاداتی را متوجه ایران به خصوص در باره حشد الشعبی کند یا خیر و اینکه ایران از او چه خواسته هنوز روشن نیست.

 به هر جهت حضور صدر در کنار رهبر انقلاب و سپس انتشار تصویر دیدار هر چند سیگنال ها و پیام هایی را منتقل خواهد کرد اما فعلا نمیتوان آن را به مثابه یک رویکرد راهبردی یا تغییر بنیادین در روابط صدر و ایران تحلیل کرد .

سید رضا قزوینی غرابی

ایالات متحده آمریکا نفوذ زیادی  در حوزه های امنیتی، سیاسی، اقتصادی و نظامی عراق دارد.از سال 2003 که آمریکایی ها با طمع و برنامه، عراق را به اشغال خود در آوردند و بخش قابل توجهی از سیاستمداران و مقامات ارشد را به قدرت رساندند، تهدید و تطمیع این مقامات و همچنین نفوذ قابل توجه آمریکا در تمامی اجزای حاکمیت جدید، باعث شده برخی از سیاستمداران عراقی در بغداد حساب خاصی روی قدرت ایالات متحده باز کنند.همین موضوع   باعث می شود بسیاری از طرح ها و ایده های مد نظرصاحب نظران عراقی و برخی سیاستمداران ملی گرا برای بهبود برخی شرایط، محقق نشود.
شاید هیچ چیز دردناک تر از این نباشد که درآمدهای حاصل از فروش نفت عراق به طور مستقیم به خزانه آمریکا واریز می شود و از آن جا در اختیار دولت بغداد قرار می گیرد. علاوه بر این ،  تمامی تراکنش های مالی بغداد از طریق بانک های عراقی و خارجی نیز در آمریکا تحلیل و بررسی می شود. همین موضوع نشان می دهد ایالات متحده آمریکا تا چه اندازه اوضاع عراق را تحت کنترل دارد و اساسا اشغال این کشور در سال  2003  نه برای برپایی یک حکومت دموکراتیک،بلکه مقدمه ای برای سوار شدن بر مقدرات یک کشور مسلمان و باسابقه بوده است و واشنگتن  در هیچ   رابطه ای  به دنبال ارتباط متوازن و محترمانه نیست بلکه همواره منافع یک طرفه خود را جست وجو می کند.
آمریکایی ها شاید در سال 2011 با خروج از عراق که آن هم به دلیل فشارهای گروه های شبه نظامی و مرجعیت بود، به ظاهر بدنه اصلی نظامی خود را از سرزمین بین النهرین خارج کردند اما وجود پایگاه های نظامی متعدد و هزاران نظامی که آمارهای ضد و نقیض و متفاوتی از آن ها ارائه می شود نشان می دهد   نیروهای آمریکایی به هیچ روی تمایلی برای خروج سیاسی و نظامی از این کشور و احترام به استقلال و تمامیت ارضی آن ندارند.
نگاهی به بودجه سال 2019 عراق و ارتباط ناگسستنی آن با آمریکا به خوبی نشان دهنده بخشی ازچرایی واهمه بغداد از آمریکاست. بودجه امسال عراق رقم 23 میلیارد دلار را به عنوان کسری پیش بینی کرده و قرار است بخشی از این کسری از طریق بانک جهانی، صندوق بین المللی  پول و تعدادی از مؤسسات مالی بین المللی و اروپایی تأمین شود. بغداد معتقد است هرگونه نارضایتی واشنگتن می تواند به قطع وام ها و ایجاد بحران اقتصادی و ناتوانی در تأمین کسری بودجه منجر شود.
عراق امسال روی 2 میلیارد و 700 میلیون دلار قرض از بانک جهانی و صندوق بین المللی  پول حساب باز کرده است. علاوه بر این ، به تنهایی  قرار است برای تأمین کسری خود، 500 میلیون دلار از آژانس همکاری امنیت و دفاع آمریکا وام بگیرد. همچنین باید سود و اقساط پیش بینی شده در بودجه امسال را نیزپرداخت یا همکاری طرف های مقابل را جلب کند. مجموع بهره پرداختی عراق به صندوق پول، بانک جهانی و دولت آمریکا در بودجه، 433 میلیون دلار و مجموع اقساط آن ها در این سال مالی هم مبلغی معادل یک میلیارد و 160 میلیون دلار است.
علاوه بر همه این مبالغ باید بهره ها و اقساط و وام های عراق از تعدادی از مؤسسات بین المللی و بانک های غربی را نیز که مورد هیمنه آمریکا هستند، در نظر گرفت. افزون بر این ها نباید از حجم بالای اوراق بهادار مالی عراق در آمریکا غفلت کرد که مبلغی بیش از 34 میلیارد دلار را شامل می شود و با اندک فشار آمریکا، ممکن است مصادره شود. این ارقام بسیار سنگین مانند چماقی بزرگ بر سر بغداد بوده اند و در شرایط فعلی پس از پایان جنگ با تروریسم و نیاز مالی مبرم عراق، بسیار قابل توجه هستند.
در حوزه امنیتی هم مقامات عراقی از آن بیم دارند که گروه های تروریستی فعال در عراق و به خصوص داعش که کنترل آن ها در این کشور در اختیار واشنگتن است، در صورت کارشکنی بغداد یا ناراضی شدن آمریکایی ها، در عراق رها شوند و شکاف های وسیع امنیتی در عراق ایجاد شود. به ویژه آن که در ماه های گذشته اوضاع امنیتی بهبود قابل ملاحظه ای را شاهد بوده است.
نکته قابل توجه دیگر تسلیحات آمریکایی است که در اختیار نیروهای مسلح عراق قرار دارد. عموما انحصار تسلیحات ارتش عراق در اختیار آمریکاست و بیشتر آن ها محصول این کشور هستند. پشتیبانی از این جنگ افزارها و آموزش نیروها با پیمانکار آمریکایی است و واشنگتن با یک کارشکنی ساده می تواند آن جنگ افزارها را به آهن پاره هایی بی استفاده تبدیل کند.
با این اوصاف به خوبی روشن است که چرا مقامات عراقی در بغداد ترس آشکاری از واشنگتن دارند و تمایلی به آزردن کاخ سفید ندارند.
اما واقعیت این است که عراق در سال های اخیر تفاوت ماهوی زیادی با عراق پیش از صدور فتوای جهاد کفایی مرجعیت و تشکیل گروه های مقاومت و بسیج مردمی یا همان الحشد الشعبی پیدا کرده است. وجود فرماندهان نظامی معتقد و برخی  سیاستمداران متعهد به عراق و گره خوردن مفاهیمی مانند خط مقاومت و استعمار ستیزی با نام این کشور و وجود بیش از 120 هزار نیروی مسلح عضو سازمان حشد، نشان دهنده این است که وضعیت عراق، آن گونه که واشنگتن انتظار داشت پیش نرفته و چشم انداز خروج از این سیطره  روشن است .
بررسی شرایط عراق در 16 سال گذشته نشان می دهد ریشه بسیاری از مشکلات این کشور به سلطه طلبی کاخ سفید بر این کشور و تمایل آن به نادیده انگاشتن استقلال عراق باز می گردد. این موضوع در دید برخی نخبگان و شخصیت های عراقی قرار گرفته است و در اظهارات و بیانیه های آنان به وضوح می توان آن را مشاهده کرد. اما حملات اخیر و مستمر به مقرهای الحشد الشعبی و سکوت آمریکایی ها (بر خلاف توافق امنیتی راهبردی با عراق) که با واکنش های شدید عراقی ها در فضای رسانه ای مواجه شده است، می تواند نگاه ها را مجدد به سمت توافق نامه امنیتی دو کشور و ناکارآمدی آن معطوف کند. توافق نامه ای که گمان می رفت راهبرد همکاری و دوستی دو کشور باشد، اکنون به خوبی نشان می دهد که چگونه واشنگتن از اجرای بندهای متعددی از آن به خصوص در حوزه های امنیتی و دفاعی سرباز می زند.به نظر می رسد عراقی ها برای رسیدن به استقلال کامل راهی سخت  اما ممکن  را در پیش داشته باشند .

سید رضا قزوینی غرابی - روزنامه خراسان

از زمان اکتشاف نخستین چاه نفت در عراق حدود ۹۲ سال می‌گذرد. از آن هنگام تاکنون این ماده طبیعی نقش مهمی در تاریخ این کشور و حتی جنگ ایفا کرده است. اقتصاد عراق، اتکای غیرقابل انکاری بر نفت دارد و بیش از ۹۵ درصد بودجه سالانه این کشور متکی بر درآمد حاصل از فروش نفت است. این کشور در حال حاضر با ۱۴۲ میلیارد بشکه، پنجمین ذخایر نفتی جهان را دارد؛ هرچند به دلیل جنگ و حتی عدم اجازه اکتشافات نفتی در دوران رژیم‌های گذشته، پیش‌بینی می‌شود حجم این ذخایر بسیار بیشتر از این رقم باشد. این پیش‌بینی تا ۳۶۰ میلیارد بشکه را تخمین زده است به گونه‌ای که عراق را در رتبه نخست کشورهای دارای ذخایر نفتی جهان قرار می‌دهد۱. عراق در حالی روزانه ۴٫۵ میلیون بشکه نفت صادر می‌کند که تنها ۱۵ میدان نفتی از ۷۷ میدان نفتی آن فعال هستند۲.

پس از سرنگونی رژیم بعث و باز شدن درهای عراق جدید به روی سرمایه‌گذاران، ده‌ها شرکت نفتی وارد این کشور شدند تا علاوه بر کسب سودهای سرشار از این سرزمین بکر، عراق نیز نیازهای گسترده خود به‌ویژه در زمینه بازسازی این کشور و پروژه‌های جدید عمرانی را از طریق فروش نفت تأمین کند. عراق در تلاش است تا تولید نفت خود را تا سال ۲۰۲۲ به ۶٫۵ میلیون بشکه نفت در روز برساند اما تحقق این هدف در سایه اوضاع اقتصادی نه چندان مناسب آن که ناشی از فساد گسترده و هزینه‌های تحمیل شده جنگ با داعش است، بسیار سخت به نظر می‌رسد. افزایش هر یک میلیون بشکه نفت نیاز به سرمایه‌گذاری و هزینه بیش از پنج میلیارد دلار۳ دارد و عراق برای تحقق آن به سمت شرکت‌های سرمایه‌گذار خارجی رفته است. علاوه بر اینکه اجرای آن با ظرفیت خطوط فعلی انتقال نفت عراق همخوانی ندارد. از ۶ خط انتقال نفت عراق در حال حاضر تنها دو خط  کرکرک – جیهان ترکیه ۱ و ۲ که به ترتیب در سال های ۱۹۷۷ و ۱۹۸۷ افتتاح شدند، فعال هستند.

خط کرکوک-بانیاس سوریه و کرکوک-طرابلس لبنان از زمان جنگ عراق و ایران تاکنون غیرفعال هستند. خط زبیر به یَنبُع عربستان در دریای سرخ، هفت ماه پس از بهره برداری به دلیل جنگ کویت متوقف شد که با هزینه‌های دولت عراق ساخته شده بود. خط کرکوک – حیفا (فلسطین اشغالی) که در سال ۱۹۳۴ افتتاح شده بود نیز از زمان اشغال فلسطین در ۱۹۴۸ تاکنون غیرفعال است. خط بصره – عقبه اردن نیز که کلنگ ساخت آن در ماه گذشته میلادی با موافقت هیئت دولت عراق زده شده است از سال ۲۰۱۳ و پس از توافقنامه میان بغداد – عمّان منتظر ساخت بوده است۴ اما همزمانی آن با شکل‌گیری گروه تروریستی داعش و اشغال بخش‌هایی از عراق به ویژه مناطقی که قرار بود مسیر لوله از آن بگذرد، باعث توقف طرح شد. در حال حاضر نفت عراق علاوه بر انتقال از خط لوله کرکوک به جیهان، به طور عمده یعنی ۷۵ درصد آن از طریق بندر بصره و تنگه هرمز ترانزیت می‌شود۵.

نفت شمال؛ دو صادرکننده در یک سرزمین

به موزات اختلافات سیاسی اقلیم کردستان و دولت مرکزی عراق، منابع نفتی موجود در اقلیم، صادرات و درآمد حاصل از آن عموماً در سال‌های اخیر محل اختلاف بوده است. با این حال توجه اقلیم کردستان به درآمد نفتی از میانه دهه ۹۰ میلادی آغاز شد. در آن سال‌ها توجه اقلیم به نفت، محدود به حفاری و استخراج از دو چاه میدان طقطق بوده که در سال ۱۹۷۸ کشف شد. ترک‌ها نخستین بهره‌بردارانی بودند که در سال ۲۰۰۲ وارد اقلیم شدند و با اربیل توافقنامه امضا کردند. پس از تأسیس وزارت منابع طبیعی اقلیم در سال ۲۰۰۶ و تصویب قانون نفت و گاز اقلیم در سال ۲۰۰۷، مؤسسات ویژه این بخش در اقلیم شکل گرفتند و کردستان به هشت بخش نفتی تقسیم شد. با بهره‌برداری از میدان تاوکی، طرح‌های جذب شرکت‌های بین‌المللی در اقلیم و صادرات نفت به خارج از سال ۲۰۰۹ آغاز شد. در حالی که اقلیم تا سال ۲۰۰۹ بیش از ۲۲ قرارداد برای توسعه و تولید از میدان‌های نفتی خود به امضا رسانده بود، دولت مرکزی در مدت مشابه در جذب شرکت‌های بین‌المللی به جز یک قرارداد با دو شرکت بریتیش پترولیوم و CNPC ناکام ماند. تولید نفت دولت فدرال در فاصله سال‌های ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۹ تکیه بر زیرساخت‌های پیشین خود داشت و میزان تولید نیز حداکثر سه و نیم میلیون بشکه در روز یعنی برابر با تولید سال ۱۹۸۹ بود.

وزارت منابع طبیعی اقلیم، مجموع ذخایر نفت این بخش را ۴۵ میلیارد بشکه نفت و بیش از ۳ تریلیون متر مکعب گاز طبیعی تخمین می‌زند که بر اساس این تخمین، اقلیم کردستان حدود ۲۵ درصد ذخایر نفت عراق و ۶۰ درصد ذخایر گاز آن را در اختیار دارد. این حجم از ذخایر و ورود شرکت‌های خارجی به اقلیم باعث شد تا پس از ۲۰۰۹ شرکت‌های بیشتری وارد اقلیم شوند و تا سال ۲۰۱۴ بیش از ۱۸۰ چاه نفت در اقلیم حفاری شد که ۶۰ درصد آنها به مرحله تولید رسیدند. در همین سال‌ها بود که خط نفت اختصاصی اقلیم کردستان به بندر جیهان ترکیه احداث شد و مجموع نفت تولیدی تا ۲۰۱۴ به ۲۵۰ هزار بشکه در روز رسید. علاوه بر اینکه با نفت کرکوک و بای‌حسن مجموع این عدد به بیش از ۶۵۰ هزار بشکه در ۲۰۱۵ رسید و نفت اقلیم به ۱۰ کشور صادر می‌شد و ۱۶ شرکت خارجی در آنجا به کار بهره‌برداری مشغول بودند. این میزان نفت تولیدی بیش از مجموع تولید سه کشور عضو اوپک یعنی گابن، گینه و کنگو در سال ۲۰۱۷ بوده است۶. اما صادرات نفت اقلیم به خارج از عراق خارج از چارچوب شرکت ملی نفت عراق – سومو – در سال‌های اخیر به یک نقطه اختلافی میان اربیل و بغداد تبدیل شده است.

براساس قانون، صادرات نفت سراسر عراق باید از طریق شرکت سومو صورت بگیرد اما کردها عملا با نادیده گرفتن سومو و قرارداد امضا شده اربیل با دولت بغداد از دسامبر ۲۰۱۴ تاکنون به طور مستقل نفت خود را از طریق خط لوله دوم جیهان به فروش می‌رسانند. همین موضوع منجر به قطع سهمیه اقلیم از بودجه سالانه کل کشور شد و در پایان سال ۲۰۱۳ و دوران نخست‌وزیری نوری المالکی، حقوق کارمندان اقلیم نیز که از سوی بغداد پرداخت می‌شد، قطع شد تا عملا فشار بغداد بر اربیل برای پرداخت پول ناشی از صادرات نفت از سوی اقلیم به خزانه مرکزی شدت بگیرد.

این اختلافات زمانی شدت یافت که نیروهای پیشمرگه کُرد در زمان حضور داعش، بر کرکوک مسلط شدند و میدان‌های نفتی آن را در کنترل گرفتند. اما در سال ۲۰۱۷ که نیروهای عراقی کنترل کرکوک را بار دیگر در اختیار گرفتند، عملا صادرات نفت از کرکوک به جیهان متوقف و ادامه آن منوط به توافق بغداد و اربیل بر سر حل اختلافات شد. اما صادرات نفت اقلیم از سایر میدان‌های شمال با خط دوم جیهان همچنان ادامه دارد. علاوه بر اینکه اقلیم متهم است که نفت را از راه‌های غیر رسمی نیز صادر می‌کند۷.

خط لوله بصره عقبه؛ جایگزینی پرهزینه برای تنگه هزمز

ماه گذشته میلادی رسانه‌های منطقه از موافقت هیئت دولت عراق با طرح ساخت خط لوله انتقال نفت عراق از بندر بصره به بندر عقبه اردن خبر دادند. خط لوله‌ای که فکر ساخت آن از دهه ۸۰ میلادی مطرح شد، اما به دلیل سهم‌خواهی ۷۰ میلیون دلاری رژیم صهیونیستی از آن متوقف ماند۸.

آوریل سال ۲۰۱۳ بود که دو طرف عراقی و اردنی برای ساخت این خط لوله ۱۷۰۰ کیلومتری توافقنامه‌ای را به ارزش ۱۸ میلیارد دلار امضا کردند. بخش نخست این خط لوله از بصره به الحدیثه عراق است و بخش دوم آن نیز از الحدیثه تا بندر العقبه امتداد می‌یابد که توان انتقال یک میلیون بشکه نفت در روز را خواهد داشت. با ظهور داعش بود که این طرح برای ۶ سال معطل ماند اما اکنون با ایجاد ثبات در این مناطق، دو طرف توافق کردند تا طی سه سال این خط لوله به بهره‌برداری برسد. اینکه چرا عراق با وجود سه خط لوله کرکوک-بانیاس و زبیر-ینبع و کرکوک-جیهان، دست به ساخت خط لوله بصره-عقبه زده پرسش‌های متعددی را به وجود آورده است. به‌ویژه آنکه طول مسیر خط لوله بانیاس نصف خط لوله عقبه است و خط لوله ینبع که از آن به عنوان خط لوله عظیم خفته نام برده می‌شود و تماماً با دارایی عراق ساخته شده نیز با مذاکره با سعودی‌ها می‌تواند مجدداً نفت عراق را به بازارهای جهانی برساند.

بسیاری اعتقاد دارند که ترس عراق از محدود شدن ترانزیت و فروش نفت خود پس از عملی شدن احتمالی تهدیدهای ایران مبنی بر بستن تنگه هرمز و ضررهای فراوان عراق از این رخداد، بغداد را بر آن داشته است که به دنبال مسیرهای جایگزین و امن برای صادرات نفت خود باشد. عادل عبدالمهدی نخست‌وزیر عراق جولای گذشته و همزمان با موافقت کابینه‌اش با طرح مذکور با حمایت از این طرح گفته بود هر مانعی در تنگه هرمز که مانع از صدور نفت شود بر اقتصاد متکی به نفت عراق اثرگذار خواهد بود و هیئت وزیران در حال بررسی مسیرهای جایگزین متنوعی هستند تا روند طبیعی صادرات نفت عراق تضمین شود.

روشن نیست که ادعای عبدالمهدی درباره تهدیدات مسیر دریایی تنگه هرمز بر صادرات نفت عراق تا چه اندازه صحت دارد یا تا چه میزان دلیل اصلی این اقدام بوده است؛ به‌ویژه آنکه بخش عمده‌ای از تهدیدات ایران پس از چالش‌های یک سال اخیر با واشنگتن و خروج آمریکا از برجام بوده است. اما سابقه روابط تجاری عراق با اردن در سال‌های اخیر نشان‌دهنده افزایش روزافزون این مبادلات به سود اردنی‌ها بوده است؛ تا جایی که ده‌ها قلم کالای وارداتی از اردن که بسیاری از آن‌ها نیز در عراق، مشابه داخلی دارند مشمول حذف مالیات از سوی عراق شده که حتی اعتراض رسانه‌ها و برخی نمایندگان عراقی را نیز در پی داشته است.

براساس طرح اولیه، اردنی‌ها هیچ هزینه‌ای بابت ساخت خط لوله بصره-عقبه نمی‌پردازند و طرف عراقی مسئولیت مالی آن را بر عهده دارد. هرچند که عراقی‌ها نیز بعدها تصمیم گرفتند هزینه ساخت آن را بر عهده شرکت‌های خارجی بیندازند و در مقابل درصدی از درآمد حاصل از فروش نفت را به آن‌ها پرداخت کنند. طرف عراقی در پاسخ به برخی انتقادات داخلی درباره ضررهای این طرح برای عراق معتقد است که منافع طرح دو طرفه است. عراق به بازارهای جهانی نفت دسترسی بیشتری پیدا می‌کند و اردن نیز با هزینه‌های پایین، بخشی از نفت مورد نیاز خود یعنی ۱۵۰ هزار بشکه در روز را از این مسیر تأمین خواهد کرد. علاوه بر اینکه هزینه عبور این خط لوله را از اراضی خود از بغداد دریافت می‌کند۹.

بندر عقبه اردن با فعال‌شدن این خط لوله، به بندری راهبردی تبدیل می‌شود که منافعی برای اقتصاد اردن دارد. همچنان‌که این خط لوله به عنوان یک مسیر دائمی، سود سرشار و ثابتی را از خزانه عراقی‌ها روانه جیب اردن خواهد کرد. در حوزه نیروی انسانی نیز ۴۰۰۰ نیروی کار در این طرح مشغول به کار خواهند شد که سه چهارم آن‌ها اردنی هستند۱۰. عامر عبدالجبار وزیر سابق نفت عراق در انتقاد از این طرح در سال ۲۰۱۷ گفته بود که هزینه صادرات هر بشکه نفت از طریق خط لوله عقبه ۴٫۵ دلار خواهد بود در حالی که صادرات آن از بنادر عراق تنها ۱۰ سنت هزینه خواهد داشت. علاوه بر اینکه درآمد ناشی از خدمات دریایی نفتکش‌ها نیز به جیب اردن سرازیر خواهد شد. به گفته عبدالجبار، هزینه انتقال نفت از راه دریایی بصره به بندر عقبه حدود یک دلار برای هر بشکه خواهد بود در حالی‌که هزینه انتقال آن از طریق خط لوله خشکی بیش از چهار برابر است۱۱. افزون بر این‌ها باید در نظر داشت که نفت عراق پس از رسیدن به بندر العقبه از کانال سوئز به بازارهای جهانی خواهد رفت و حق ترانزیت و عبور از این کانال نیز حدود ۴٫۵ دلار برای هر بشکه است در حالی‌که این مبلغ برای خط لوله جیهان ترکیه که مستقیماً نفت را به دریای مدیترانه منتقل می‌کند، کمتر از ۱٫۵ دلار برای هر بشکه است.

عبدالمهدی همزمان با اعلام طرح خط لوله بصره-عقبه، از طرح عراق برای صادرات نفت خود از طریق سوریه هم خبر داده بود۱۲. مسیر این خط لوله کوتاه‌ترین مسیر ترانزیتی عراق است که با گنجایش ۷۰۰ هزار بشکه در روز، نفت عراق را به شکلی ارزان به دریای مدیترانه منتقل می‌کند. البته مشخص نیست عراق در سایه تحریم‌های بین‌المللی علیه دمشق و همچنین خط لوله آسیب‌دیده بانیاس چه راهکاری برای انتقال نفت به سوریه دارد؛ اما دور از انتظار نیست که مطرح شدن این موضوع توسط نخست‌وزیر عراق همزمان با اعلام موافقت کابینه با خط لوله پر سر و صدای عقبه برای کاهش این اعتراضات بوده باشد. هرچند که «عاصم جهاد» سخنگوی وزارت نفت عراق مدعی شده که بغداد از سال ۲۰۰۴ قصد احداث خط لوله برای صادرات نفت به سوریه را داشته است۱۳.

پیامدهای اجرای طرح خط لوله بصره-عقبه بر ایران

مواضع و رفتار ایران در قبال اجرای خط لوله بصره-عقبه یا هر خط لوله جدید دیگر که جایگزین انتقال نفت از خلیج فارس باشد، ارتباط مستقیمی با نگاه راهبردی ایران به تنگه هرمز دارد. کشورهای مختلف جهان چه صادرکنندگان و چه واردکنندگان نفت، وابستگی عمیقی به تنگه هرمز به عنوان یکی از اصلی‌ترین مکان‌های نقل و انتقال نفت در جهان دارند. از این‌رو تهران به تنگه هرمز به عنوان ابزاری برای اعمال قدرت در چالش‌های بین‌المللی خود علیه ایالات متحده و غرب نگاه می‌کند. هرگونه طرحی که اهمیت تنگه هرمز را بکاهد، مطلوب ایران نیست و می‌تواند به عنوان طرحی برای کاهش قدرت ایران و تضعیف موقعیت ژئوپلتیکی تنگه هرمز و خلیج فارس تلقی شود.

شاید به همین دلیل است که روزنامه فرامنطقه‌ای رأی‌الیوم پس از توافقات اخیر نفتی عراق و اردن مدعی شده بود که لابی ایران در عراق از مخالفان سرسخت عملی شدن این طرح است. این روزنامه در ادامه گفته که «مجتبی فردوسی‌پور» سفیر ایران در اردن به مقامات این کشور هشدار داد که تا زمانی‌که اردن در محور کشورهای حامی تحریم ایران باشد، امیدی به اجرای طرح انتقال نفت عراق به اردن نداشته باشند۱۴. از سوی دیگر اگر قرار بر ایجاد یک خط لوله جایگزین برای تنگه هرمز باشد، به نظر می‌رسد تهران احیای خط لوله بانیاس برای انتقال نفت عراق به سوریه و درنتیجه تقویت دولت بشار اسد را ترجیح می‌دهد.

نتیجه‌گیری

بررسی‌ها نشان می‌دهد که با وجود داشتن راه‌های بدیل برای انتقال و فروش نفت عراق، طرح خط لوله بصره-عقبه، طرحی پرهزینه برای عراق خواهد بود که سود سرشاری را از خزانه عراق نصیب اردنی‌ها خواهد کرد و منافع آن بیش از همه به سود طرف دوم است. علاوه بر اینکه منابع تأمین هزینه ۱۸ میلیارد دلاری ساخت آن هنوز مشخص نشده است. شاید در شرایط فعلی بهتر بود عراق به جای این طرح پرهزینه و مسیر طولانی، به تقویت مسیرهای فعلی انتقال نفت بپردازد. تقویت بندر فاو و افزایش ظرفیت آن، بهترین گزینه عراق برای ترانزیت نفت خود است. مسیر دریایی مستقیم و ارزان و افزایش اهمیت فاو و بصره از مزایای این خط انتقال نفت به شمار می‌رود.

اصلاح خط لوله اول کرکوک به جیهان یا ساخت یک خط لوله جدید در همان مسیر نیز به مراتب هزینه‌های کمتری را بر دوش عراق می‌گذارد. به‌ویژه آنکه بندر جیهان مستقیماً به آب‌های آزاد بین‌المللی راه دارد؛ اما بندر عقبه در جنوب کانال سوئز قرار گرفته و هرگونه انتقال نفتی از جنوب سوئز، به جای آنکه از شمال آن انجام شود، در عمل هزینه سنگینی را متحمل طرف صادرکننده خواهد کرد. توجه جدی به خط لوله آماده ینبع سعودی نیز از جمله گزینه‌های جایگزین عراق است.

در مجموع به نظر می‌رسد طرح خط لوله بصره به عقبه و دستیابی اردن به سود سرشار آن، فرضیه اعمال نفوذ آمریکایی‌ها برای تقویت همپیمان خود یعنی اردن را تقویت می‌کند. به‌ویژه آنکه بندر عقبه در نزدیکی سرزمین‌های اشغالی قرار دارد و می‌تواند نفت را از اردن به اسرائیل نیز برساند. همچنان که احتمال ادامه مسیر لوله نفتی عقبه به مصر و کسب سود از این کشور به عنوان متحد آمریکا نیز دور از انتظار نیست.

سید رضا قزوینی غرابی - اندیشکده راهبردی تبیین

 

پی نوشت ها

۱ – الجزیره، «النفط العراقی.. الاحتیاطی والإنتاج»،

https://www.aljazeera.net/specialfiles/pages/71684a9a-631d-4fca-beed-2871c93d3d77

۲ – Arabic Forex، «نبذه تاریخیه عن نفط العراق»،

https://arabic-forex.com/%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D9%8A%D8%AE-%D8%A7%D9%83%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D9%81-%D8%A7%D9%84%D9%86%D9%81%D8%B7-%D9%81%D9%8A-%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D9%82-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D9%8A%D8%AE-%D8%A7%D9%84%D9%86/

۳ – الجزیره، «النفط العراقی.. الاحتیاطی والإنتاج»،

https://www.aljazeera.net/specialfiles/pages/71684a9a-631d-4fca-beed-2871c93d3d77

۴ – موازین نیوز، «هذه انابیب تصدیر النفط العراقی»، ۸ فوریه ۲۰۱۹،

https://www.mawazin.net/Details.aspx?Jimare=33305

۵- بغداد بوست، «العراق یفتقر إلى البدائل المناسبه لتصدیر النفط عبر الخلیج العربی [فارسی]»، ۲۳ ژوئن ۲۰۱۹،

https://www.thebaghdadpost.com/ar/Story/170660/%D9%88%D9%83%D8%A7%D9%84%D8%A9-%D8%BA%D9%84%D9%88%D8%A8%D8%A7%D9%84-%D9%84%D9%84%D8%B7%D8%A7%D9%82%D8%A9-%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D9%82-%D9%8A%D9%81%D8%AA%D9%82%D8%B1-%D8%A5%D9%84%D9%89-%D8%A7%D9%84%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D8%A6%D9%84-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A8%D8%A9-%D9%84%D8%AA%D8%B5%D8%AF%D9%8A%D8%B1-%D8%A7%D9%84%D9%86%D9%81%D8%B7-%D8%B9%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D9%84%D8%AE%D9%84%D9%8A%D8%AC-%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B1%D8%A8%D9%8A

۶ – رووداو، «نمو قطاع النفط فی إقلیم کوردستان مقارنه بالعراق»، ۹ نوامبر ۲۰۱۸،

https://www.rudaw.net/arabic/business/09112018

۷ – الترا عراق، «استغفال البرلمان وإطفاءعدادات النفط: من “زور” موازنه ۲۰۱۹ لصالح کردستان»، ۱ آگوست ۲۰۱۹،

https://ultrairaq.ultrasawt.com/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%BA%D9%81%D8%A7%D9%84-%D8%A7%D9%84%D8%A8%D8%B1%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%88%D8%A5%D8%B7%D9%81%D8%A7%D8%A1-%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%86%D9%81%D8%B7-%D9%85%D9%86-%D8%B2%D9%88%D8%B1-%D9%85%D9%88%D8%A7%D8%B2%D9%86%D8%A9-2019-%D9%84%D8%B5%D8%A7%D9%84%D8%AD-%D9%83%D8%B1%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D8%9F/%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B1%D8%A7-%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D9%82/%D8%B3%D9%8A%D8%A7%D8%B3%D8%A9

۸ – فیسبوک، «سبعون میلیون دولار حصه إسرائیل سنویا من أنبوب نفط العراقی الأردنی»، ۱۸ ژانویه ۲۰۱۹،

https://www.facebook.com/photo.php?fbid=2125181397542445&set=a.154993997894538&type=3&thea

۹ – وکاله اناطولی الترکیه، «خط أنبوب نفط البصره-العقبه.. منفعه متبادله بین العراق والأردن»، ۲۷ مارس ۲۰۱۹،

https://www.aa.com.tr/ar/%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF/%D8%AE%D8%B7-%D8%A3%D9%86%D8%A8%D9%88%D8%A8-%D9%86%D9%81%D8%B7-%D8%A7%D9%84%D8%A8%D8%B5%D8%B1%D8%A9-%D8%A7%D9%84%D8%B9%D9%82%D8%A8%D8%A9-%D9%85%D9%86%D9%81%D8%B9%D8%A9-%D9%85%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%AF%D9%84%D8%A9-%D8%A8%D9%8A%D9%86-%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D9%82-%D9%88%D8%A7%D9%84%D8%A3%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D8%AA%D9%82%D8%B1%D9%8A%D8%B1/1431166

۱۰ – الرأی الاردنیه، «الاردن یوقع اتفاقیه مد انبوب النفط العراقی»، ۹ آوریل ۲۰۱۳،

http://alrai.com/article/578700.html

۱۱ – وکاله نون الاخباریه، «وزیر سابق : الانبوب النفطی عبر العقبه ینعش الاردن ویضر العراق اقتصادیا وبنصیحه امریکیه»، ۳۱ آگوست ۲۰۱۷،

http://non14.net/92289/

۱۲ – الوطن السوریه، «العراق یقرر تصدیر النفط إلى سوریه والأردن»، ۱۷ آگوست ۲۰۱۹،

http://alwatan.sy/archives/204668

۱۳ – ناس نیوز، «تقریر أمیرکی: توجه عراقی لمد أنبوب نفطی باتجاه سوریا.. ما علاقه إیران؟»، ۲۰ ژولای ۲۰۱۹،

https://www.nasnews.com/ba9ra-38ba/

۱۴ – رأی الیوم، «إعاقات من اللوبی الایرانی لمشروع أنبوب النفط بین عمان وبغداد»، ۲۳ مارس ۲۰۱۹،

https://www.raialyoum.com/index.php/%D8%A5%D8%B9%D8%A7%D9%82%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%88%D8%A8%D9

آلبانی از جمله کشورهای اروپایی است که سال ها آرزوی پیوستن به اتحادیه اروپا را دارد اما موانع عمده ای در سر راه پیوستن این کشور کوچک حوزه بالکان به این اتحادیه وجود دارد.

اصلاحات گسترده اقتصادی و اداری، عدم دخالت دولت در حوزه های قضائی، شفافیت انتخابات و مبارزه با فساد از آیتم های اتحادیه اروپا در پیوستن تیرانا به این اتحادیه بوده است. این کشور در سایه حضور برخی رهبران و مقامات سیاسی فاسد و راه اندازی باندهای مافیایی که باعث نارضایتی و اعتراضات مردم نیز بوده است، نقش قابل توجهی در محقق نشدن این آرزوی دیرینه 13 ساله داشته اند.

چند روز قبل بود که رسانه های آلبانی نوار صوتی را از یک تاجر مواد مخدر منتشر کردند که وی در آن از اقدام خود در مجبور کردن هواداران احزاب مخالف ادی راما نخست وزیر فعلی برای رأی دادن به او و حزبش (حزب سوسیالیست) سخن گفته است.

این اظهارات که جنجال زیادی را در آلبانی برانگیخته و باعث شده تا احزاب مخالف خواستار کناره گیری راما و برگزاری انتخابات جدید شوند نشان می دهد نخست وزیر فعلی با ارعاب و کمک باندهای مافیایی مواد مخدر، فرآیند دمکراتیک رأی گیری و انتخابات در این کشور را دچار اختلال کرده و عملا نتایج انتخابات را به سود خود و حزبش به سرقت برده است.

حضور گروه تروریستی منافقین (مجاهدین خلق) در پایگاهی در اطراف تیرانا نیز می تواند مزید بر علت شود تا عملا دولت راما را در وضعیت بدی در خصوص پیوستن کشورش به اتحادیه اروپا کند. گروه تروریستی منافقین پس از آنکه هیچ یک از کشورهای جهان حاضر به پذیرش آنها از عراق نشدند در نهایت با فشارواشنگتن و تقدیم 20 میلیون دلار به دولت تیرانا، در آلبانی مستقر شدند.

واقعیت این است که این گروه بدنام که برای 17 سال در لیست تروریستی آمریکا و سال ها در لیست های تروریستی اتحادیه اروپا و انگلیس بوده و ده ها گزارش حقوق بشری و امنیتی علیه آن در سراسر غرب منتشر شده است در دولت نخست راما به شدت فعال شد. راما که قرار بود منافقین را در اماکن خود در تیرانا محصور نگاه دارد، به این گروه تروریستی آزادی عمل داد، و در شرایط نامطلوب اقتصادی آلبانی، زمین بسیار وسیعی را به مساحت 340 هزار مترمربع در دورس در اخیار آنها قرار داد تا آزادانه در آنجا تحرک کنند و پایگاه خود را به صورتی که تمایل دارند بسازند.

منابع رسانه ای و روزنامه نگاران در آلبانی بارها از رشوه های گسترده این گروه شبه نظامی به پلیس و برخی دیگر از شخصیت های این کشور مطالبی را منتشر کرده بودند. مجاهدین خلق عملا در دولت فاسد راما توانستند برای خود جایگاهی پیدا کنند و با دادن مبالغی پول، تعدادی از شخصیت های سیاسی و پارلمانی آلبانی را به مراسم و برنامه های خود دعوت کنند تا به سود این گروه و علیه حکومت در ایران تبلیغ کنند.

توییت اخیر ادی راما که با وجود مشکلات فراوان سیاسی این روزهای آلبانی و حضور مردم در خیابان ها، ایران را متهم به ایجاد تنش در خاورمیانه کرده و همراهی خود را با کشورهای متخاصم با تهران یعنی عربستان سعودی، امارات و آمریکا به طور مستقیم اعلام کرده، دقیقا شبیه به مواضع گروه تروریستی منافقین است. همین موضوعات در کنار هم نشان می دهد به طور جدی باید درباره کمک های منافقین به راما علیه مخالفان سیاسی خود به خصوص درآستانه انتخابات نزدیک آلبانی تأمل کرد.

دولت آلبانی از همان ابتدا باید به خوبی درک می کرد که چرا هیچ یک از کشورهای جهان از جمله ایالات متحده که حامی شدید منافقین است حاضر به پذیرش این گروه در خاک خود و انتقال آنها از عراق نبودند. مجاهدین خلق در هرکجا که حضور یافتند دست به اقدامات تخریبی و غیرقانونی زدند. همین نکته و فهرستی طولانی از دلایل دیگر از جمله نقض حقوق انسانی صدها عضو این فرقه که در آلبانی نگهداری می شوند می تواند تیرانا را در آینده دچار مشکلات متعددی کند.

منافقین اکنون با گذشت حدود پنج سال از حضور در آلبانی به بخشی از فرآیند فساد در این کشور و همکاری با مقامات فاسد آن تبدیل شده اند. هیچ بعید نیست که در انتخابات پیش رو در آلبانی شاهد نقش آفرینی منافقین به سود حزب حاکم و تقویت حزب سوسیالیست که اتفاقا هم فکر با مجاهدین خلق هم هستند باشیم. تجربه دخالت های متعدد آشکار و غیرآشکار منافقین در انتخابات پارلمانی عراق به سود برخی افراد که از طریق تبلیغات و هزینه های مالی انجام می شد به راحتی میتواند در آلبانی تکرار شود و شرایطی به مراتب بدتر از انتخابات پر حرف و حدیث سال 2017 این کشور را ایجاد کند.

در نهایت، این مردم آلبانی هستند که قربانی سیاست های دولت این کشور در ارتباط با یک گروه فاسد و تروریستی خواهند شد که می‌تواند در فرآیند سخت و پیچیده مذاکرات برای پیوستن به اتحادیه اروپا به ضرر تیرانا باشد.

تحریر - تنش ها میان ایران و آمریکا که پس از خروج ترامپ از برجام شدت یافت از چهار هفته قبل و پس از آنکه ایران یک پهپاد پیشرفته آمریکایی را در آب های خلیج فارس سرنگون کرد بیشتر شده است. البته دامنه این تنش محدود به واشنگتن و تهران نماند بلکه دامنه آن پس از آنکه جبل الطارق یک نفتکش ایرانی به نام گریس 1 را با کمک تفنگداران برتانیایی توقیف کرد، به روابط تهران و لندن نیز کشیده شد. (1)

این دو رخداد مهم را می توان سرآغاز جنگ پهپادها و نفتکش ها میان ایران از یک سو و و بریتانیا از سوی دیگر دانست.

ایرانی ها و به خصوص دولت روحانی انتظار داشتند که پس از امضای برجام گشایش قابل توجهی در شرایط اقتصادی آنها به وجود آید اما نه تنها تاکنون از تحقق این موضوع نا امید شده اند بلکه پس از ریاست جمهوری ترامپ و خروج یک طرفه واشنگتن از برجام و افزایش تحریم های ایالات متحده، آنها شرایط را سخت می بینند و معتقدند علی رغم عمل به مفاد برجام، طرف های غربی به هیچ کدام از تعهدات خود عمل نکرده اند. (2)

سیاست افزایش تنش ایالات متحده با ایران در منطقه به خصوص در عراق نیز افزایش یافت و دو طرف به تهدید یکدیگر ادامه دادند. خبر اعزام ناوهای نظامی به خلیج فارس نیز بخشی از سیاست افزایش تنش و تهدید ایران تلقی می شود (3) بنابراین ایرانی ها به طور طبیعی مترصد این فرصت بودند تا به این سیاست آمریکایی ها پاسخ دهند. از این رو سرنگونی پهپاد پیشرفته گلوبال هاوک توسط سپاه پاسداران را باید بخشی از سیاست ایران برای ایجاد توازن در این تهدیدها قلمداد کرد.

ایران همان زمان اعلام کرد این پهپاد را در محدود هوایی خود زده است (4) اما آمریکایی ها این موضوع را نمی پذیرند. (5) هر چند که نقشه هایی که تهران از مسیر پرواز این پهپاد نشان داد و واکنش منفعلانه واشنگتن به این اقدام تهران نشان می دهد که تا اینجای کارروایت ایرانی ها را باید به واقعیت نزدیک تر دانست.

همان زمان، سخن از این بود که این اقدام تهران سطح تنش ها را بالاتر خواهد برد اما موضوع این بود که شاید این اقدام تهران باعث خشم واشنگتن شود اما از سویی دیگر کاخ سفید را از نزدیک با این حقیقت آشنا خواهد کرد که تهران در پاسخگویی به هرگونه اقدام نظامی واشنگتن در هر سطحی که باشد آمادگی جدی دارد و حضور چند هزار نظامی آمریکایی در منطقه به همراه جنگ افزارهای پیشرفته و گران قیمت آنها که همگی در تیررس موشک های ایرانی هستند پاشنه آشیل واشنگتن در مواجهه با ایران خواهد بود. شاید واکنش نرم ترامپ به این رخداد و حتی تمایل وی برای گفتگو پیامد همین شناخت بوده است. (6)

از همین جاست که خبر مبهم و پارادوکسیکال سرنگونی یک پهپاد شناسایی ایرانی در روز 18 ژولای که توسط ترامپ اعلام شد (7)  او را به قدری ذوق زده کرد که به نظر می رسد اکنون واشنگتن تنها به دنبال اعاده اعتبار و حیثیت خود در داخل و خارج در موضوع سرنگونی گلوبال هاوک توسط ایرانی ها بوده است و سطح این پاسخگویی برای ترامپ اصلا اهمیتی ندارد حتی اگر قیمت پهپاد ایرانی یک هزارم پهپاد دویست میلیون دلاری آمریکا باشد.

ترامپ اکنون هم توسط متحدان عرب خود در سعودی و امارات به دلیل رفتار منفعلانه در قبال هدف قرار گرفتن پهپادش مورد تمسخر واقع شده است و هم در داخل آمریکا و در آستانه رقابت های انتخاباتی به دلیل این رفتارهای پرهزینه خود مورد انتقاد است. بنابراین سطح واکنش ترامپ نسبت به پاسخ های ایران تابعی از شناخت وی از قدرت نظامی ایران در خلیج فارس و منطقه و همچنین هزینه های سازی های بی مورد در آستانه رقابت های انتخاباتی است.

شاید بتوان گفت توقیف نفتکش گریس 1 توسط تفنگداران دریایی بریتانیا در 4 ژولای درحقیقت بخشی از مأموریت محول شده واشنگتن به لندن برای تحت فشار قرار دادن تهران در خصوص سرنگونی پهپاد آمریکایی و تقسیم مأموریت میان لندن و واشنگتن برای افزایش تنش علیه تهران بوده است.

بریتانیا با اینکه مدعی بود محموله نفت ایران به سمت سوریه در حال حرکت است اما تاکنون که بیش از دو هفته از ماجرای توقیف می گذرد هنوز مدرکی برای اثبات این موضوع ارائه نکرده است و ایران نیز از اساس این روایت انگلیسی ها را تکذیب کرده است. اقدامی که به نظر می رسد هم برای فشار بر ایرانی ها به جهت اقتصادی بوده و هم تلاشی برای منصرف کردن ایرانی ها از افزایش تدریجی غنی سازی اورانیوم بوده است.

روحیه ایرانی ها از همان ابتدای توقیف این نفتکش توسط انگلیسی ها گویای این بود که آنها اقدامات لندن را بی پاسخ نخواهند گذاشت به خصوص آنکه شهروندان و مقامات ایرانی نگاه مثبتی به تاریخ روابط لندن و تهران در ده های اخیر به خصوص در اواخر دوران سلسله قاجاری و تحقیر آنها توسط پادشاهی انگلستان ندارند. ترکیب این نگاه منفی تاریخی به انگلیسی ها و روحیه ایرانی با ایدئولوژی ضد استعماری شیعی، در سخنرانی 16 ژولای آیت الله علی خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی ایران که انگلیس را خبیث نامید و وعده داده بود که اقدام آن در توقیف نفتکش ایرانی بی پاسخ نخواهد ماند منعکس شد. (8)

اگر امیدی به حل دیپلماتیک نفتکش ایرانی می رفت اقدام جبل الطارق – انگلیس – در تمدید یک ماهه توقیف نفتکش در روز جمعه 19 ژولای (9) امیدها را بر باد داد تا همان روز و تنها 72 ساعت بعد از وعده رهبر عالی جمهوری اسلامی، سپاه پاسداران وعده او را در پاسخ به اقدام لندن محقق کند. (10)

جرمی هانت ساعاتی بعد از توقیف نفتکش انگلیسی اعلام کرد پس از بررسی، قدرتمندانه به اقدام ایران واکنش نشان خواهد داد. (11) پاسخی که بیشتر نشان می دهد ناشی از یک غرور و جاه طلبی تاریخی انگلیسی باشد تا یک پاسخ منطقی مبتنی بر شرایط و واقعیت.

مدیریت جنگ پهپاد ها و نفتکش ها که می تواند شرایط منطقه و همچنین اوضاع اقتصادی و نفت را دچار تنش کند اکنون در دست آمریکا و طرف های غربی است. رخدادهای صورت گرفته هفته های اخیر نشان می دهد که غربی ها با هدایت آمریکا و تحریک برخی کشورهای همسایه جنوبی ایران آغازگر تحریک ایرانی هایی بوده اند که بیش از سه سال و نیم منتظر تحقق وعده ها و اقدامات عملی طرف های غربی بوده اند.

به نظر می رسد تنها راه برون رفت از تنش های ایجاد شده فعلی، گفتگوهای هدفمند و منطقی دو طرف ماجرا برای تحقق و عملی شدن مفاد معاهده برجام است که در سال 2015 به امضای همه طرف ها رسیده است.

 * اصل این مقاله به زبان انگلیسی قلم سید رضا قزوینی غرابی (رضا الغرابی) در امریکن هرالد تریبیون منتشر شده است:

https://ahtribune.com/world/north-africa-south-west-asia/iran/3328-battle-of-tankers-and-uavs.html

 

پی نوشت ها:

https://news.sky.com/video/hunt-responds-to-seized-tankers-11766810

بارگذاری مطالب بیشتر