All for Joomla All for Webmasters
The current Bet365 opening offer for new customers is market-leading bet365 mobile app You can get a free bet right now when you open an account.

انتشار و گسترش اسلام و تشیع در آفریقا

ماهنامه زائر - سید رضا قزوینی غرابی -  در حال حاضر علاوه بر آنکه مسیحیت غربی جایگاه مستحکمی را در قاره سیاه کسب کرده است، مسلمانان با اوضاع رقت باری مواجه هستند. در این میان نیز شیعیان آفریقا متحمل رنج های فراوان و بی سابقه ای در طول حیات طولانی خود در این منطقه شده اند. در این نوشتار مختصر که به انتشار و گسترش اسلام و تشیع در آفریقا می پردازد، به نقش استعمارگران اروپایی در ناکامی مسلمانان این قاره نیز اشاره خواهد شد.

 

مقدمه

(( آفریقا همواره مرکز برگزیده اسلام است و اسلام در آفریقا به منزله مسیحیت در قاره اروپاست)). این جمله منتسب به یکی از پژوهشگران و نویسندگان اروپایی سرآغاز خوبی است تا نسبت جامعه آفریقا با دیانت اسلامی را نشان دهد. قاره ای که در نیمه های قرن بیستم از هر سه شهروند آن دو نفر مسلمان بوده اند چند دهه است که شرایط متفاوتی را تجربه می کند.

آفریقا تنها قاره ای است که نیمی از جمعیت آن را مسلمانان تشکیل می دهند و تعداد مسلمانان نسبت به کل جمعیت آن بیش از قاره های دیگر است. هرچند آمارها در این باره متفاوت است اما پژوهش های دانشگاه قاهره نشان می دهد که در سال 1996 مسلمانان قاره بیش از 420 میلیون نفر یعنی 69 % ساکنان قاره بوده اند. برخی آمارهای متعلق به سال 2008 این تعداد را 370 میلیون یعنی 45 % جمعیت قاره می دانند.

 در حال حاضر علاوه بر آنکه مسیحیت غربی جایگاه مستحکمی را در قاره سیاه کسب کرده است، مسلمانان با اوضاع رقت باری مواجه هستند. در این میان نیز شیعیان آفریقا متحمل رنج های فراوان و بی سابقه ای در طول حیات طولانی خود در این منطقه شده اند. در این نوشتار مختصر که به انتشار و گسترش اسلام و تشیع در آفریقا می پردازد، به نقش استعمارگران اروپایی در ناکامی مسلمانان این قاره نیز اشاره خواهد شد.

 

آفریقا؛ نخستین قاره ای که اسلام به آن پا می گذارد

آفریقا را نخستین قاره ای می دانند که اسلام در سال 5 بعثت نبوی به آنجا وارد شد. این اتفاق پس از مهاجرت اولین گروه از مسلمانان مکه به حبشه رخ داد. رویدادی نخستین جرقه انتشار اسلام در این این قاره به شمار می رود. منابع تاریخی معتقدند که نجاشی پادشاه حبشه – اتیوپی امروز -  که به آن مسلمانان در مقابل کفار قریش پناه داد، به اسلام گروید و حتی پیامبر(ص) هنگامی که خبر مرگ نجاشی به ایشان رسید بر وی نماز غائب اقامه کرد.

تاریخ ورود رسمی اسلام به قاره آفریقا به دوران خلیفه دوم بازمی گردد. در آن زمان مصر توسط عمروعاص فتح شد. در عهد خلیفه سوم نیز بلاد مغرب اسلامی فتح شد. در عهد امویان و مؤسس آن بنی امیه، فتوحات در شمال آفریقا ادامه یافت و شهر قیروان در تونس بنا شد تا پایگاهی برای ادامه حرکت لشکریان مسلمان باشد. به گونه ای که بعدها نیز تکمیل فتوحات مسلمانان در شمال آفریقا، آنها را به اندلس و فتح اسپانیا کشانید.

فتح مصر را باید یک سکوی پیروزی بزرگ برای مسلمانان دانست زیرا از این طریق توانستند به شمال آفریقا و سپس تا شمال موریتانی و غرب پیش بروند. همزمان با پیروزی های نظامی، بربرهای شمال آفریقا که بومیان و ساکنان اصلی آن مناطق بودند، دین خود را با گشاده رویی به اسلام تغییر دادند. شهرهای جدیدی در شمال ساخته شد و شهرهای سابق نیز تحولات مثبت اقتصادی را تجربه کردند.

غالبا مراحل انتشار اسلام در در آفریقا را به چهار مرحله تقسیم می کنند.

مرحله نخست؛ فتح شمال آفریقا:

همانگونه که اشاره شد فتح مصر به دست عمرعاص در سال 20 هـ نخستین ورود رسمی مسلمانان به این قاره است. در جریان فتح شمال آفریقا، بربرها پرچمدار ادامه انتشار اسلام شدند. مصر علاوه بر آنکه کانون انتشار اسلام در در شمال آفریقا شد، نقطه ای برای گسترش آن در جنوب یعنی سودان و نوبه شد. در شرق آفریقا نیز تاجران عرب پیش از ظهور اسلام در حال رفت و آمد به آن مناطق بودند که از میانه های قرن نخست هجری این تجارت به شدت رونق یافت و شهرهایی در ساحل منطقه از سومالی تا شمال موزامبیک تأسیس شد.

مرحله دوم؛ کمربند سودان و شرق و غرب آفریقا:

این دوره در میانه قرن یازدهم تا هفدهم میلادی است. در غرب آفریقا حکومت ها و امپراتوری های اسلامی شکل گرفت که به تدریج پرچم اسلام را برفراز خود برافراشتند. نخستین آنها در قرن هشتم میلادی در غنا تأسیس شد و تا قرن سیزدهم ادامه داشت. تمامی وزیران و مشاوران آن مسلمان بودند. پس از آن نوبت به حکومت اسلامی مالی می رسد که اوج آن در قرن چهارده م بوده است. امپراتوری سنگای نیز از اواخر قرن پانزدهم م تأسیس شد و در اواخر قرن شانزدهم سرنگون شد.

در اینجا نباید از تلاش های یوسف بن تاشفین دومین حاکم سلسله مرابطین و مؤسس مراکش (1062 م) غافل ماند. یوسف شهر مراکش را پایگاه حکومت خود برای انتشار اسلام قرار داد و به واسطه این تلاش ها بود که اسلام به وسیله بربرها به سرزمین کهن غنا وارد شد و پس از آن به مالی رسید و در نهایت وارد عصر طلایی خود در سنگای شد.

شرق آفریقا نیز در این مرحله شاهد شکوفایی اسلام در منطقه ساحلی خود بود. به تدریج سواحیلی ها که فرهنگ آفریقا را با فرهنگی عربی اسلامی در هم آمیختند اقدام به انتشار اسلام در این مناطق کردند.

مرحله سوم؛ مرحله حکومت های اسلامی و جهاد اسلامی در آفریقا:

در این مرحله که ما بین قرن هجدهم تا پایان قرن نوزدهم بود جهاد اسلامی در شمال، شرق و غرب آفریقا به رهبری رهبران مسلمان، انتشار یافت و هر یک از آنها در تأسیس یک دولت مسلمان به پیروزی رسید.

این مرحله در تعمیق اسلام در آفریقا نقش مهمی ایفا کرد. این حرکت، پاسخی به نفوذ قدرت های استعماری اروپایی در آفریقا بود که مقاومت سرسختی در برابر استعمار نشان دادند و اصولا رهبری این جنبش های ضد استعماری در آفریقا با شخصیت های مسلمان این قاره بوده است. از آنجا که استعمار نتوانست موفقیتی در نابودی این مقاومت به دست آورد اقدام به از بین بردن رهبران این حرکت ها کرد. حکومت های بزرگ حاج عمر و فرزندس احمد از جمله این دولت ها بودند که در اواخر قرن نوزدهم توسط فرانسوی ها ار بین رفت.

این مرحله شاهد افزایش نفوذ حکام زنگبار در شرق آفریقا از طریق کاروان های تجاری عرب و حمایت سلطان مسقط از این حکومت بود. نفوذ سیاسی حاکم مسقط و سلطه دولت اسلامی در زنگبار و پشتیبانی از راه ها و تجارت کمک زیادی به انتشار سریع اسلام در این مناطق داشت.

در این مرحله همچنین شاهد ورود اسلام به اوگاندا از طریق تاجران هستیم. اسلام در این برهه زمانی و علی رغم تلاش های استعمارگران و مبلغان مسیحی، از خلال فعالیت های تاجران و کارگران اقلیت های مسلمان هندی مهاجر همچنان به انتشار خود ادامه داد.

مرحله چهارم؛ انتشار سریع اسلام:

این مرحله از اواخر قرن نوزدهم آغاز شده و تاکنون نیز ادامه دارد. انتشار سریع اسلام در سایه وجود استعمارگران، ویژگی بارز این دوره بوده است.  فعالیت های تبشیری غرب در قرن نوزدهم به قدری شدت یافت که پژوهشگران این قرن را قرن مسیحی سازی آفریقا می نامند، اما سرعت انتشار اسلام در قرن بیستم نیز به گونه ای بود به قرن اسلام در آفریقا معروف شد. این رویارویی همچنان نیز ادامه دارد.

 

ابزارهای انتشار اسلام در آفریقا

بر خلاف مسیحیت که در انتشار خود در آفریقا به دولت های اروپایی و کلیسا به طور ساختارمند متکی بود، اسلام توسط مبلغان مرتبط با دولت های خود انتشار نیافت. هرچند که انتشار نخستین اسلام در آفریقا توسط سپاهیان مسلمان صورت گرفت اما مخالفت بسیاری از بربرها یعنی گروندگان به دین جدید با امویان و عباسیان به عنوان وارد کنندگان اسلام به آفریقا و باقی ماندن آنها بر دیانت اسلامی نشان می دهد نفوذ اسلام متکی بر شمشیر نبوده است. برخی از پژوهشگران غربی از جمله ب. ج مارتین نیز در آثار خود به این نکته تأکید داشته اند. مارتین معتقد است اسلام در آفریقا با تمایل شخصی بدون هیچگونه اجبار پذیرفته شده است. به اعتقاد وی پذیرش آسان، سهل بودن آیین و اصول و تأکید بر مساوات و رد نژادپرستی از مشخصات مجذوب کننده اسلام بوده است و خود آفریقایی ها پس از پذیرش دین جدید اقدام به انتشار آن نموده اند نه توسط بیگانگان و سفید پوستان.

علاوه بر آن از دید مارتین، نقش تاجران عرب و مسلمان و همینطور مهارت های مسلمانان همچون سواد باعث تحت تأثیر قرار گرفتن بسیاری از رهبران آفریقایی شد به گونه ای که حکمرانان غیرمسلمان، مسلمانان عدیدی را در دستگاه حکمرانی خود به کارهای والایی می گماشتند. آنچنان که در قرن نوزدهم حکمرانان بوگاندا و آشانتی جهت استخدام افراد عالیرتبه، مسلمانان را انتخاب می کردند.

با این حال میتوان ابزارهای مهم انتشار اسلام در دیگر مناطق آفریقا را پس از فتح اولیه آن که در مناطق شمالی رخ داد به ابزارهای ذیل که مورد اتفاق همه شرق شناسان و اسلام پژوهان است دانست:

1 – مهاجرت ها:

هرچند شواهد نشان می دهد عرب ها پیش از اسلام نیز مهاجرت هایی به آفریقا داشته اند اما عمده این مهاجرت ها در دوران اسلامی روی داد. این هجرت ها که از مهاجرت مسلمانان به حبشه آغاز شد نقش مهمی در انتشار اسلام ایفا کرد. مهم ترین این مهاجرت ها عبارت بودند: هجرت به حبشه  که دوبار روی داد و اقامت 16 ساله مسلمانان در آنجا و تعامل با اهالی مسیحی حبشه. هجرت بنی مخزوم در دوران عمر بن خطاب به حبشه و امتزاج با مردم آنجا و انشغال به فعالیت های تجاری و سپس مهاجرت برخی از آنان به مناطقی در چاد. مهاجرت مخالفان بنی امیه از شام به شرق آفریقا، مهاجرت آل جلندی از عمان به آفریقا، مهاجرت شیعیان زیدی به شرق آفریقا و سومالی، مهاجرت اموی ها و شیعیان، مهاجرت قبایل ربیعه و جهینه، مهاجرت بنی حارث که به دلیل تشکیل یک حکومت اسلامی در موگادیشو اهمیت دارد، مهاجرت شیرازی ها در عهد آل بویه که در انتشار تشیع در شرق آفریقا و زنگبار (تانزانیا) نقش مهمی داشت. هر چند برخی محققان آنها را سنی مذهب می دانند.

البته عمده این مهاجرت ها که باعث مسلمان شدن بومیان شد به شرق آفریقا بوده است و در غرب این قاره آنگونه که باعث انتشار اسلام شود قوی و مؤثر نبوده است.

در جنوب نیز مهاجرت های مسلمانان اندونزی و سری لانکا و شبه قاره هند نیز در گستشر اسلام در این مناطق مؤثر بوده است.

2 – تجارت:

پیوند اسلام با تجارت بقدری تنگاتنگ است که برخی معتقدند اسلام و تجارت تا حد زیادی با یکدیگر درارتباطند. تجارت نقش مهمی در پیوند میان مسلمانان با ملت های آفریقایی داشته است. ساکنان خلیج فارس از جمله بحرینی ها و عمانی ها که به بازرگانی اشتغال داشتند مناطق شرق آفریقا رابرای سکونت انتخاب کردند و با برخی محلی ها ازدواج کردند. علاوه بر عرب ها تجار بربر و تجار تکرور، هوسا و فولانی ها نیز در انتشار اسلام نقش مهمی داشته اند.

ترمنگهام اعتقاد دارد که پیوند شایانی بین اسلام و تجارت وجود دارد و راه های بازرگانی که در امتداد صحرا و ساحل اقیانوس اطلس قرار داشته در انتشار سریع اسلام در سنگال و نیجر و دریاچه چاد کمک فراوانی کرده است. از این رو صنف تاجران از عمده ترین اصناف گسترش دهنده اسلام در آفریقا به شمار می رود. آنها از شمال تا غرب برای تجارت، اسلحه و لباس حمل می کردند و آنها را در غنا و گینه و مالی می فروختند و با محموله های پر شترمرغ، عاج فیل، اودیه، ابریشم و طلا باز می گشتند.

ازدواج با زنان آن مناطق، تأسیس روستاهای جدید، مراکز تجاری، مساجد و بندرها از آثار این تاجران مسلمان است که باعث تأسیس جوامع اسلامی در این مناطق شدند. علاوه بر آن، تأسیس مدارس و مکتب خانه ها نیز از جمله اقدامات آنان بوده است.

3 - تصوف:

تصوف به شکل گسترده ای در آفریقا انتشار دارد. علی رغم اینکه عمده فعالیت آنها در قرن نوزدهم به وسیله فرقه های قادریه، احمدیه، رفاعیه، شاذلیه، تیجانیه و سنوسیه آغاز شده است. از آنجا که طبیعت آفریقایی ها بودن بر گرد رهبر قبیله است و انجام برخی سنت ها مانند رقص های آیینی است لذا، توجه صوفی های به رهبر و شیخ و مرشد خود بسیار شبیه به آداب آنهاست بنابراین از این طریق می کوشند تا روح نیازمند خود را با چرخش بر مدار مرشد سیراب کنند. لذا تصوف توانست پذیرش فردی به اسلام در آفریقا را به پذیرش های دسته جمعی بدل کند.

 

4 – مهاجرت قبایل آفریقایی:

مهاجرت قبایل آفریقایی مسلمان به ویژه در مناطق شرقی این قاره به سرزمین های دیگر نیز از ابزارهای عمده انتشار اسلام بوده است. یکی از این مهاجرت های عمده متعلق به مسلمانان فولانی بود که در نیمه قرن هجدهم با گله های احشام خود از سنگال و گینه به شمال نیجریه رفتند. حضور آنها منجر به تنش هایی در منطقه شد که سرانجام با اعلام جهاد مقدس توسط آنان و اتحاد مسلمانان به پیروزی رسید و در سطح گسترده ای توسط سایر رهبران مسلمانان در شعاع صدها کیلومتر تقلید شد و سبب گسترش سریع اسلام در غرب آفریقا در قرن نوزدهم شد.

 البته همانگونه که گفته شد سادگی تعالیم اسلامی، موضع اسلام در قبال بردگی، رفتار و ظاهر مناسب تاجران مسلمان، سواد و جایگاه علمی مهاجران مسلمان، پافشاری مسلمان شرق آفریقا بر اسلام و حتی پیچیدگی های مسیحیت و رفتار نامناسب آنها با از عواملی بود که انتشار سریع اسلام در این قاره کمک نمود.

ورود و انتشار تشیع به آفریقا

شیعیان از همان آغازین سال های اسلام به آفریقا مهاجرت کرده اند. فرار از ستم خاندان های اموی و عباسی، از انگیزه های نخست آنان در مهاجرت به سرزمین های دور دست بوده است. هواداران زید بن علی (ع) را نخستین مهاجران شیعه به آفریقا می دانند. پس از شکست قیام زید و تحت تعقیب قرار گرفتن هواداران او توسط اموی ها، ناچار به هجرت به سواحل شرقی آفریقا و سکونت در ساحل بنادر در نزدیکی موگادیشو شدند. آنها توانستند بر کانال های تجاری دریای سرخ مسلط شوند و دیگر فراریان از چنگ بین امیه و مهاجران را تحت الحمایه قرار دهند. با تبلیغات و فعالیت های آنان اسلام در حبشه و شرق آفریقا گسترش یافت. آنها تا 200 سال کنترل منطقه را در دست داشتند و بین محلی ها به اموزیدیج معروف شدند. برخی از این شیعیان در اوایل عهد عباسی به ماداگاسکار مهاجرت کردند و با اهالی آنجا وصلت کردند.

پس از آنها حضور ادریسی ها به عنوان نوادگان امام مجتبی (ع) در قرن هشتم میلادی و فاطمی ها در قرن دهم در مراکش و مصر و تأسیس حکومت های شیعی، نقش مهمی در گسترش تشیع در این مناطق ایفا نمود.

در منابع تاریخی به مهاجرتی تحت عنوان مهاجرت شیرازی ها به آفریقا هم اشاره شده است. هرچند پاره ای منابع آنها را سنی می دانند اما اغلب منابع آنها را شیعیانی می دانند که در عهد آل بویه به دلایلی نامعلومی از شیراز به شرق آفریقا رفتند و با تشکیل یک حکومت نقش مهمی در گسترش اسلام در آن قاره ایفا کردند. گفته می شود 49 حاکم در سلسله شیرازی های آفریقا، حکومت کردند.

وضعیت سیاسی شیعیان آفریقا

 شیعیان دوازده امامی در همه آفریقا حضور دارند. اما در مناطق جنوب شرقی و غرب حضور چشمگیرتری دارند. در شمال آفریقا، به دلیل فشارهای دولت های خودکامه، شیعیان، معمولا تشیع خود را ابراز نمی کنند. از میان 24 کشوری که شیعیان آنها بیش از یکصد هزار نفر است دو کشور نیجریه (4 میلیون شیعه جعفری) و تانزانیا( 2 میلیون شیعه غالبا اسماعیلی) حضور دارند. علاوه بر شیعیان بومی، مهاجران شیعه ساکن آفریقا غالبا هندی، لبنانی، عراقی، ایرانی و شیعیان کشورهای خلیج فارس هستند و اکثرا بازرگان ثروتمند و دارای آگاهی دینی بالا هستند.

تفاوت های جدی در وضعیت شیعیان در مناطق مختلف آفریقا وجود دارد. همانگونه که گفته شد در شمال به دلیل وجود دولت هایی که مستقیما بر امور دینی نظارت می کنند شیعیان تشیع خود را ابراز نمی کنند (به جز سودان که وضعیت شیعیان در آنجا نسبت به دیگر کشورهای شمال بهتر است هرچند که دولت سودان نیز در یکسال اخیر به دلیل نزدیکی به عربستان اقدام به تعطیلی رایزنی فرهنگی ایران و چس از آن قطع روابط سیاسی خود کرده است و آینده شیعیان در این منطقه با پرسش جدی مواجه است). در کشورهایی مانند الجزایر و مراکش و تونس به شیعیان به عنوان هسته های مخرب امنیتی  نگاه می کنند ودر مصر نیز در پنج سال اخیر و به دلیل قدرت یافتن جریان های سلفی و وهابی، تشیع در انزوای کامل قرار گرفته است. در مناطق جنوب شرقی و شرقی (تانزانیا، کنیا و جزایر شرق آفریقا) که وضعیت مالی شیعیان خوب است، آنها دارای تشکیلات سازمانی قوی هستند که توسط شیعیان غیربومی  و هندی الاصل اداره می شود. در جنوب نیز وضعیت همینگونه است و به لحاظ حضور تشیع منطقه ای نوپا به شمار می رود.  در این منطقه پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، تشکیلات هندی و پاکستانی الاصل با حمایت ایران به انتشار تشیع دست زدند. البته در واقع این منطقه تحت نفوذ شیعیان شیعیان جعفری خوجه ساکن در کنیا و تانزانیا است. شیعیان این مناطق اصولا وارد مسائل سیاسی نمی شوند و غالبا تابع حوزه علمیه در عراق هستند.

در غرب که مرکز اندیشه های صوفیانه اسلامی در آفریقاست، به استثنای نیجریه و سنگال که تشکیلات گسترده ای دارند، تشیع به صورت سازمانی فراگیر درنیامده است. دولت ها نیز در غرب آفریقا مخالفت چندانی با تشیع ندارند و این مذهب حالت زیرزمینی نگرفته است. نیجریه بزرگ ترین کانون تشیع در غرب منطقه آفریقاست. فعالیت های شیخ ابراهیم زکزاکی در منطقه سوکوتو به عنوان یک منطقه کاملا مسلمان نشین در گسترش بومیان آن به تشیع نقش مهمی داشته است. شیخ زکزاکی در اوایل انقلاب اسلامی به ایران مهاجرت کرد ودر آنجا شیعه شد. وی پس از پایان تحصیلات قم به نیجریه بازگشت و جنبش اسلامی نیجریه که به اخوان المسلمین هم شناخته می شود را تأسیس کرد. دامنه فعالیت گروه به همه کشورهای غرب آفریقا رسیده است. نیجریه از دوران استعمار تاکنون همواره محل برخورد میان صوفیان، سنی ها، شیعیان ومسیحیان بوده است. حوادث اخیر نیجریه و بازداشت شیخ زکزاکی و کشتار شیعیان در آنجا نشان می دهد آینده شیعیان این منطقه نیز با پرسش جدی مواجه است.

حضور استعمارگران و نقش آنها در مبارزه با اسلام

با ورود استعمارگران غربی، مسلمانان آفریقا حرکت های مقاومت ضد استعماری تشکیل دادند که نقش خوبی در انتشار اسلام داشت. در مقابل استعمارگران هم سیاست تضعیف اسلام را در پیش گرفتند. زبان عربی را تضعیف کردند و نهضت تبلیغی مسیحی را در سراسر آفریقا به راه انداختند. مسلمانان در این دوره متحمل رنج های فراوانی شدند.

دوران استعمار در آفریقا با دو پدیده همراه شد:

فراهم شدن بسترهای لازم برای تبلیغ منظم مسیحیت و به حاشیه راندن مؤسسات اسلامی و پیدایش یک طبقه از روشنفکران مسیحی صاحب قدرت مسلط بر ساختارهای حکومتی و اقتصادی و فرهنگی.

استعمار توانست در بیشتر کشورهای آفریقایی بین مردم شکاف مسیحی – مسلمان ایجاد کند و طبقه ای جدید از مسلمانانی را به وجود بیاورد که متأثر از افکار غرب بودند. در زمانی که کشورهای آفریقایی مستقل شدند همین طبقه حاکمیت امور را در دست گرفت و میراث دار استعمار شدند.

تبلیغات مسیحی به قدری در آفریقا رواج یافت که تعدادی زیادی از بومیان  و حتی مسلمانان را همراه کرد. استعمار با پوشش مؤسسات امداد رسانی و مسیحی با ایجاد تفرقه میان مسلمانان، جنگ های داخلی میان آنان به راه انداخت و موجب آوارگی میلیون ها انسان شد. این افراد نیز غالبا ناچار به پناهنده شده به کشورهایی می شوند خود دچار بحران اجتماعی و اقتصادی هستند لذا در آنجا تحت تأثیر تبلیغات مسیحیت قرار می گیرند و کمک های سازمان های امدادی اروپایی به سوی آنها گسیل می شود.

نشریه بین المللی کرسنت در شماره 30 خود می نویسد: (( مبلغان مسیحی با سوء استفاده از شرایط وخیم اقتصادی جوامع مسلمان، آنها را تشویق به ترک اسلام و گرایش به مسیحیت می کنند. این وضعیت در اتیوپی به وضوح قابل مشاهده است)).

مجله تایم نیز در سال 1980 در گزارشی نوشت: (( تعداد مسیحیان آفریقا هر ساله 6 میلیون نفر یعنی 50 % در سال افزایش می یابد. این میزان افرایش را مسیحیت در طول تاریخ خود تجربه نکرده است.

تلاش های استعمار در قالب تبلیغ مسیحیت غربی بر خلاف آموزه های اسلامی، با حمله با عقاید سنتی آفریقایی ها نیز همراه است. دبلیو بلدن مبلغ آمریکایی آفریقایی در سال 2001 به نشریه Azurnah می گوید: (( آمریکا و اروپا به میراث فرهنگی آفریقا حمله می کنند. اما اسلام بر خلاف مسیحیت غربی گویی آن زوایای پاک و سنتی آفریقا را با روحی جدید شستو داد و آن خصائل بومی آفریقا را از نو به کار انداخت)).

 

علاوه بر استعمار غربی، در سال های  اخیر جریان های سلفی تندرو و به ویژه وهابیت که مورد حمایت مستقیم حکومت سعودی است و توسط بسیاری از مبلغان و شخصیت های ثروتمند در این کشور حمایت می شود نیز در ایجاد اختلاف میان جوامع اسلامی آفریقا نقش ایفا کرده است. دولت سعودی میلیاردها دلار صرف ساخت مساجد، مؤسسات آموزشی، دینی و دانشگاهی در کشورهای مختلف این قاره کرده است که همگی به دنبال تضعیف و مهار گسترش تشیع در این مناطق بوده است. فقر اقتصادی در آفریقا، وجود دولت های بی ثبات و غیرمستقل، تنش ها و کشمکش های مذهبی و نظامی و قبیله ای در این مناطق باعث شده تا جریان های تفرقه افکن بتوانند به خوبی در این مناطق بحرانی سیاست های مذهبی خود را اعمال کنند. علاوه بر آن حضور گروه های نظامی و تروریستی و تکفیری در مناطق شرقی و غرب آفریقا و منطقه صحرا که همگی تحت تأثیر آموزه ها و اندیشه های وهابی هستند، نشان می دهد که قرائت انحرافی از اسلام در این قاره گسترش یافته است و استعمارگران غربی و وهابی این بار علاوه بر تلاش برای به افول بردن میراث کهن اسلامی در آفریقا به دنبال نابودی تشیع در این قاره کهن هستند.

 

منابع فارسی و عربی:

1 – النقیره، محمد عبدالله، انتشار الاسلام فی شرق افریقیه و مناهضة الغرب له، ریاض، دار المریخ، 1982

2 – حاتمی، محمد رضا، چالش های فراروی گسترش دین اسلام در آفریقا، دو فصلنامه علمی – پژوهشی دانش سیاسی، سال هشتم، شماره اول، بهار و تابستان 1391 صص 99- 125

 3 – بازینه، عبدالله سالم، انتشار الاسلام في افريقيا جنوب الصحراء، مصراته، لیبی، جامعة 7 اکتوبر، 2010

4 – الفیتوری، عطیه مخزوم، دراسات في تاريخ شرق افريقيا، بنغازی، لیبی، جامعة قاز يونس، 1998

5 – مارتین، ب ج، گسترش اسلام در آفریقا، ترجمه منوچهر صادقی برزلیقی، تهران، مجله رشد جغرافیا، زمستان 1365

6 – مجاهد، حوريه توفيق، تاريخ الاسلام في افريقيا، پایگاه اینترنتی قراءات افريقية، 15 دسامبر 2011

7 -  الصفار، محمد، الحضارة الشيرازية في افريقيا، پایگاه اطلاع رسانی النبأ، 11 نوامبر2015

8- حسینی، مطهره، شیعیان و فرصت ها و چالش های حضور آنان در آفریقا، فصلنامه شیعه شناسی، تهران، مؤسسه شیعه شناسی، 1391، شماره 8

 

نظر خود را اضافه کنید.

ارسال نظر به عنوان مهمان

0 / 300 محدودیت حروف
متن شما باید بین 10 تا 300 حرف باشد
نظر شما به دست مدیر خواهد رسید
  • هیچ نظری یافت نشد

مطالب پربازدید

آیا حماس از دوستان قدیمی خود جدا شده است ؟

پایگاه تحلیلی تحریر - در حالیکه بیش از دو سال و نیم قبل رسانه ها از سفرقریب الوقوع خالد مشعل رییس دفتر سیاسی جنبش حماس به ایران پس از یک...

حلب،موصل وچالش های پیش رو

پایگاه تحلیلی تحریر - نبرد استالینگراد در دوران جنگ جهانی دوم نبردی پرهزینه برای هر دو طرف بود. هیتلر در نظر داشت باهر هزینه ای شهر را به اشغال خود...

نقش مخرب اردن در قبال همسایگان

پایگاه تحلیلی تحریر - اظهارات روز گذشته رئیس جدید ستاد کل نیروهای مسلح اردن درباره سوریه هر چند حاوی نکات جدیدی درباره ارتباط تروریست ها با کشورهای غربی نبود، اما...

ترکیه رنگ خون را بیشتر می بیند

پایگاه تحلیلی تحریر - چند روز از حادثه مهیب تروریستی شب سال نو استانبول که داعش مسئولیت آن را پذیرفت می گذرد. شکل عملیات و پیام های داعش نشان می...

منافقین و حمایت از تروریسم تکفیری در سوریه

پایگاه تحلیلی تحریر - کسانی‌که گروهک تروریستی منافقین را می‌شناسند به‌خوبی می‌دانند که این گروه تمام تلاش و فعالیت‌های خود را متمرکز برعناد، دشمنی و ضربه‌زدن به جمهوری اسلامی ایران...

مرجعیت نجف دیدار با هیئت پیمان ملی به ریاست عمار حکیم را نپذیرفت

پایگاه تحلیلی تحریر - چندی پیش حامد الخفاف سخنگوی آیت الله سیستانی مرجعیت عالی نجف، اعلام کرده بود که ایشان، دیدار با هیئت پیمان ملی (التحالف الوطنی) به ریاست سید...