All for Joomla All for Webmasters
The current Bet365 opening offer for new customers is market-leading bet365 mobile app You can get a free bet right now when you open an account.

محاکمه بوش/ به بهانه انتشار ترجمه فارسی کتاب بازجویی از صدام؛ تخلیه اطلاعاتی رئیس جمهور

سید رضا قزوینی - هفته نامه مثلث - ((ایالات متحده به جای شیطانی جلوه دادن رهبران خارجی – همچون صدام – باید در پی سوق دادن آن ها به سمت بلوغ و عملگرایی باشد. دمکراسی ها علاقه ای به مردان اقتدارگرا ندارند، ولی گاهی اوقات رهبران اقتدارگرا به ایالات متحده کمک می کنند تا با بازیگران شرور مقابله کنند، بازیگرانی چون داعش، القاعده و رژیم های حامی تروریسم)).

جان نیکسون تحلیل گر ارشد سابق سیا در حوزه های تحلیل رهبری، صدام و عراق ونویسنده کتاب "بازجویی از صدام؛ تخلبه اطلاعاتی رئیس جمهور" که به عنوان نخستین عضو سازمان سیا از دیکتاتور مخلوع عراق بازجویی کرد، هر چند که در جای جای کتاب از جنایات صدام ابراز تنفر می کند اما سطور بالا که بخش هایی از کتاب وی هستند نشان می دهد که چگونه یک تحلیل گر آمریکایی که اتفاقا در سرتاسر کتاب به عنوان یک منتقد دلایل واهی بوش برای حمله به عراق به شمار می رود با آگاهی از شخصیت و پیشنیه سیاه و خونین صدام، ادامه حضور وی را در قدرت به سود منافع آمریکا می داند.

کتاب جان نیکسون تحلیل گر ارشد سیا بین سال های 1998 تا 2011 که در سال 2016 در آمریکا منتشر و اخیرا ترجمه فارسی آن توسط نشر پارسه چاپ گردید و نقدهای فراوانی برای آن نوشته شد از منظر برخی رسانه های غربی و منتقدین مانند نیویورک تایمز به عنوان استثنایی در میان انبوه کتاب های نوشته شده درباره سیا به شمار رفته است. کتاب هایی که محافظه کارانه، ناسیونالیستی و ملال آور و تحت سانسور و نظارت شدید منتشر شده اند و این کتاب از همه آن قواعد تخطی کرده است.

تردیدی نیست که باید با این دید منتقدان همراهی کرد. جان نیسکون در سرتاسر کتاب حملات سختی را علیه سازمانی که 13 سال در آن به عنوان یک تحلیل گر ارشد کار می کرده انجام داده است. افزون بر آن نیکسون، کاخ سفید و سیاست خارجی آمریکا را نیز به شدت مورد سلاخی قرار می دهد.

این انتقادات از نیکسون چهره ای ضد جنگ یا ضد حکومتی نمی سازد و چنین انتظاری نیز از وی نمی رود. بلکه همانگونه که در بند نخست این مطلب نشان داده شده، وی سیاست های کاخ سفید و برنامه های سیا را شخصی، شلخته و حتی بدون برنامه می داند. نیکسون به طور مثال جنگ علیه سوریه را که صدها هزار کشته برجای گذاشت اشتباه می داند اما دلیل این اشتباه را پیدا نکردن یک جایگزین مناسب از سوی آمریکا برای بشار اسد رئیس جمهور سوریه، پیش از وقوع آن حوادث می داند.

به هر جهت کتاب نیکسون با اینکه اطلاعات بنیادین ارزشمندی را درباره سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، سیا به مخاطب داخلی و خارجی ارائه می دهد از سویی نیز تلاش دارد تا اطلاعاتی را برای نخستین بار از دیکتاتور سابق عراق به مخاطب بدهد.

اطلاعاتی از زندگی شخصی، سلوک و رفتار صدام حسین که در لابه لای آن برخی جنبه های سیاست ورزی وی و مسائل مبتلابه سیاسی عراق دوران صدام، به ویژه در حوزه های جنگ با ایران، سلاح های شیمیایی استفاده شده در جنگ، سلاح های کشتار جمعی عراق، تعامل رژیم با شیعیان، و مسائل متعلق به حمله آمریکا به عراق به چشم می خورد.

افزون بر اینکه نویسنده در بخش هایی از کتاب به ارائه نظر شخصی خود درباره عراق پس از صدام می پردازد. عمده این بخش شامل تبیین روابط سیا و کاخ سفید درخصوص عراق پیش و پس از جنگ و انتقاد از هر دو نهاد است. مخاطب پس از مطالعه کتاب به عمق فاجعه و آشفتگی موجود در سیا در حوزه اطلاعاتی پی می برد و اینکه چگونه این سازمان در جنگ عراق – وسایر حوزه ها – با کم آگاهی، اطلاعات بی ارزش و سطحی و حتی قدیمی و مورد پسند و ذائقه رئیس جمهور را  در اختیار کاخ سفید می گذاشته است. همچنانکه رئیس جمهور نیز بسیاری از مواقع بدون توجه به این گزارش ها براساس تصمیم شخصی خود عمل می کرده است.

بازجویی از صدام در چهارده فصل نگارش شده است و تنها نه فصل ابتدایی آن به گفتگوهای میان نیکسون و صدام اختصاص یافته است. در فصل های باقیمانده این کتاب که مقارن با بازگشت نیکسون از عراق به آمریکاست، دیگر به طور مستقیم خبری از صدام نیست و نویسنده به مسائل سیا و کاخ سفید در دوران بوش و اوباما در تعامل با عراق پس از صدام می پردازد.

بخش هایی از کتاب

نویسنده در چندین بخش از کتاب (ص13) نشان می دهد که صدام پیر و ناتوان در عمل مشکلی برای آمریکا نبوده است. به اعتقاد اگر آمریکا به صدام ناتوان کاری نداشت، لزومی برای روبرو شدن با افراط گری داعش در عراق نداشت. آن هم صدامی که در سال ها آخر حکومت خود عملا زمام امور را رها و به دستیاران خود سپرده بود و خود سرگرم تفریحاتی مانند مطالعه و نوشتن بود. (ص 148)

 نیکسون سیاست خارجی آمریکا از زمان تأسیس تاکنون را واکنشی کورکورانه به تهدیدات (ص19) معرفی می کند. از همین رومعتقد است که آمریکا چشم اندازی از آینده عراق و خاورمیانه بدون صدام نداشته است (ص21).

اشاره به استنادات واهی بوش در حمله به عراق با ادعای در اختیار داشتن سلاح های کشتار جمعی توسط صدام و فقر جامعه اطلاعاتی آمریکا درباره اطلاعات مربوط به این سلاح ها (صص 56 و 58) توسط تحلیل گر مطلع سیا که دو بار در دفتر بیضی کاخ سفید با بوش دیدار داشته و به او گزارش هایی درباره عراق داده قابل توجه است.

نویسنده پس از این انتقادات، شرح دیدارهای متعدد و روزانه خود با صدام که به نام بازجویی انجام میشده است را ارائه می دهد. موضوعی که نیکسون به آن نمی پردازد چگونگی دستگیری صدام است که به نظر می رسد قرار نیست به آن پرداخته شود.

شخصیت ترسیم شده از صدام توسط نیکسون، دیکتاتوری است که در عین عصبانیت و از کوره در رفتن در جلسات بازجویی، گاهی شوخی نیز می کند و می خندد و اهل فرهنگ و مطالعه و نوشتن است و درباره لایه های بشری آثار داستایوفسکی  صاحب نظر است.

در عین حال این دیکتاتور علی رغم سیاست ورزی و اطلاع عمیق از مسائل عراق، فهمی سطحی از مسائل جهانی در دوران ریاست جمهوری اش داشته است. موضوعی که نشان می دهد وی تحلیل گری عمیق نبوده و با مسائل منطقه ای و جهانی تعامل صحیحی نداشته است. به طور مثال در حادثه تروریستی 11 سپتامبر که مقدمه حمله آمریکا به افغانستان و عراق شد، صدام معتقد بود این حادثه باعث نزدیکی آمریکا به عراق خواهد شد زیرا هر دو علیه افراط گرایی فعالیت می کردند. (ص 124)

نویسنده با توجه جنبه های شخصی زندگی صدام نشان می دهد وی در اواخر دوره ریاست جمهوری اش فرد مذهبی شده بود و حتی در بازداشتگاه مقید به نماز اول وقت بوده است اما در جایی نیز وی طعنه ای به این موضوع و احتمال نمایشی بودن آن می کند. همچنانکه با اشاره به این نکته که انگیزه های مذهبی صدام متأثر از پیوند مخفیانه او با القاعده نبوده است به طور ضمنی، رژیم سابق عراق را مرتبط با سازمان القاعده می داند. (105)

صدام در قسمت هایی از کتاب نشان می دهد که چگونه از ایرانی ها متنفر بوده و چگونه هنگامی که نیکسون با او از ایرانی میگفته، پریشان میشده است.( ص108) صدام به این بازجو گفته بود که از نظر او هر کسی که در ایران به حکومت برسد دوست عراق نخواهد بود.( ص116) دیکتاتور مخلوع در بازجویی از خود مدعی می شود پس از درگذشت امام خمینی، پا پیش گذاشته است تا مانع از برگزاری جشن و سرور بیجا در عراق شود و هنگامی شادی یکی از دستیارانش به او گفته که در مورد فوت این مرد خدا با احترام برخورد کند ! ادعایی که نیکسون آن را احمقانه می نامد زیرا از عمق تنفر صدام از [آیت الله] خمینی و دشمن دیرینه دانستن او آگاه بود. (ص115)

صدام مدعی بود که دلیل خصومت امام و حکومت ایران با او اخراج ایشان از عراق بوده است. به همین سبب درباره جنگ با ایران تلاش می کند تا تهران را مقصر جلوه دهد. دام در بازجویی اش به طور ضمنی به آغازگر بودن عراق در جنگ با ایران اشاره می کند و نمیتواند اثبات کند که ایران جنگ را آغاز کرده است. علاوه بر اینکه نویسنده نیز اذغان تحلیل گران نظامی مبنی بر آغاز گری جنگ توسط صدام را به وی گوشزد می کند. اما در نهایت تنها پاسخ صدام چیدن چندین گزاره است تا نشان بدهد اقدامات تحریک آمیز ایران از نظر او مصداق اقتدام به تجاوز بوده است. ( صص109 و 110)

شاید در طول جلسات بازجویی هیچ چیز به اندازه تلاش نیکسون برای کسب اطلاعات درباره فاجعه بمباران شیمیایی حلبچه توسط حزب بعث، صدام را خشمگین نکرد.(ص 167) او مدعی بود که حمله به حلبچه بدون اطلاع وی انجام شده بود و مسؤولیت آن بر عهده ژنرال نزار الخزرجی رئیس ستاد کل ارتش بوده است. ( ص117) با اینکه در عراق علی حسن المجید پسرعموی صدام و از ارکان حکومت وی، به عنوان مسؤول این حمله شیمیایی معرفی می شود و حتی عنوان علی شیمیایی  به همین سبب به او اطلاق می شود، اما نه صدام و نه نویسنده اشاره ای به او نمی کنند. نویسنده علت عصبانیت صدام از موضوع بمباران شیمیایی حلبچه، سوء استفاده رسانه ای و تبلیغاتی ایرانی ها از این حمله برای تخریب رژیم صدام در جامعه بین المللی معرفی می کند اما در عین حال هیچ گاه در بازجویی های خود از این فاجعه ابراز ندامت نکرد. (ص 160)

نویسنده در عین اینکه شخصیتی ضد حکومت ایران است و نفرت خود را مخفی نمی کند اما در باب استفاده صدام از سلاح شیمیایی در جنگ با ایران، بسته شدن چشم آمریکا در استفاده صدام از سلاح شیمیایی در جنگ علیه ایرانی ها را به دلیل حمایت از صدام مورد انتقاد قرار می دهد. (ص 160)

نیکسون در بخشی از کتاب خود به موضوع حقوق بشر در عراق صدام و تعامل او با شیعیان می پردازد. از منظر نویسنده، صدام با اینکه دشمن وهابیت، بنیادگرایی دینی و مذهبی ها – سنی و شیعی – بود اما برای مقابله با شیعیان، خود را پاسدار اقلیت سنی در برابر شیعیان عراق نشان داد تا نظام خود را از خطر سنی های مخالف خود حفظ کند. (صص 119تا 121) صدام به نیکسون می گوید: (( اگر به آن ها [شیعیان] مجال دهید شب و روز علیه تان توطئه چینی می کنند. بنابراین هیچ وقت نباید چشم از آنها بردارید)). (ص 138)

نویسنده بخش عمده ای از گفتار خود درباره سرکوب شیعیان را به حوادث انتفاضه عراق در سال 1991 و وقایع ما بعد ترور آیت الله سید محمد صادق صدر پدر مقتدی صدر اختصاص می دهد و اینکه چگونه صدام با فرافکنی و برای پرهیز از پذیرش مسؤولیت، آیت الله سیستانی را عامل ترور وی معرفی می کند، موضوعی که نیکسون باور آن را مسخره می داند. (ص 141)

نویسنده در بخش دوم کتاب خود که اختصاص به مواجهه وی با وقایع سیا و کاخ سفید دارد، به تمایل کاخ سفید و شخص بوش برای کسب اطلاعات بیشتر درباره مقتدی صدر رهبر جریان صدر اشاره های فراوانی می کند. شاید پس از صدام، نام صدر بیشتر از هر شخصیت دیگر عراقی در این کتاب آمده باشد.

به گفته نیکسون کاخ سفید که به صدر به عنوان یک شخص لات و تبهکار (تعبیر جورج بوش) و خل وضع (تعبیر کاندولیزا رایس) می نگریست از سال 2006 به جمع آوری گزارش درباره وی علاقه مند شده بود و به شدت مورد توجه بوش قرار گرفته بود. یکی از دو دیدار رسمی انجام شده میان نیکسون و بوش کاملا درباره صدر و بخش عمده دیدار دوم نیز به گفتگو درباره رهبر جریان صدر تبدیل شده بود. بوش با آنکه آشکار صدر را ناچیز و حقیر می دانست اما در هر دو جلسه از نیکسون پرسیده بود که آیا باید او را به قتل برساند یا خیر. (صص 190 تا 192)

نیکسون درباره روابط صدر و عربستان، این نکته را نیز یادآوری می کند که ملک عبدالله پادشاه پیشین سعودی، برای راضی کردن صدر، کمک های مالی بیش از حد نیاز به او می کرده است. (ص 186)

با اینکه اطلاعات نویسنده راجع به عراق زیاد به نظر می رسد اما پاسخ وی به دیک چنی معاون رئیس جمهور و شخص بوش که از او درباره جانشین احتمالی آیت الله العظمی سیستانی پرسیده بودند و او آیت الله اسحاق فیاض (از مراجع چهارگانه نجف) را معرفی کرده بود نشان می دهد که این تحلیل گر ارشد به رغم سال ها مطالعه در حوزه عراق، شناخت کاملی از جامعه و نهاد دینی شیعی در عراق ندارد.( ص 194)

نقطه قابل توجه و اعتنای کتاب در حقیقت نقد نویسنده به جامعه اطلاعاتی آمریکا به خصوص سازمان اطلاعات مرکزی (سیا) است. از این جای کتاب، نیکسون که با ارشد ترین مقامات و مدیران سیا در ارتباط بود، نقدهای تند خود را شدت می بخشد. بی توجهی به واقعیت ها و تحلیل ها و تلاش برای راضی کردن رئیس جمهور و عدم توجه او به برخی گزارش ها نکته ای قابل توجه در صفحات پایانی کتاب است. (ص 196)

نیکسون اشاره می کند که هر چه بیشتر درباره افتضاحات سیاست خارجی آمریکا مطالعه می کند بیشتر به این نتیجه می رسد که سیا همواره مقصر اول بوده است. به گفته او اطلاعاتی که سیا هر روز در اختیار مقامات قرار می داده است در یک صفحه تهیه میشده است و از نظر ماهیت، تاکتیکی و خبری بوده اند و چندان عمیق نبوده اند. (ص 201)

نویسنده، گزارش های نهادهای اطلاعاتی آمریکا و مرکز ضد تروریسم (CTC) که پیش از جنگ عراق برای پیوندن دادن صدام به تروریسم بین المللی نوشته شده بودند را گزارش هایی سرهم بندی شده و مبتنی بر تحلیل های آبکی معرفی می کند. در حقیقت کاخ سفید عزم خود را برای حمله به عراق جزم کرده بود و این گزارش ها صرفا پشتیبانی برای تصمیم رئیس جمهور بود. ( ص208)

به گفته نیکسون تحلیل گران بخش عراق سیا در آن روزها فراوان بودند و این وضعیت طوفانی از تحلیل های آبکی و بجل به راه انداخته بود که گزارش های احساسی و مردود را به عنوان اطلاعات قطعی ارائه داده بودند. عراق نخستین قربانی این تحلیل های بی مایه بود و سیا را شریک تراژدی عراق کرده بود. ( ص209)

نویسنده کتاب با اینکه اشاره ای به اهداف اقتصادی آمریکا از حمله به عراق نمی کند اما انگیزه های شخصی بوش علیه صدام را به شدت در دلایل جنگ مؤثر می داند. بوش مدعی است که صدام برای قتل پدرش تلاش کرده است و او به همین دلیل درصدد انتقام از صدام برآمده است. (ص 212) با اینکه در جایی دیگر (ص 232) علاوه بر این موضوع، تمایل نو محافظه کاران برای تسلط بر منطقه را نیز از دیگر اهداف جنگ با عراق معرفی می کند.

استناد نویسنده به دلایل شخصی بوش برای جنگ با صدام، گفته های رئیس جمهور آمریکا به پادشاه بحرین است (گفتگوهای منتشر نشده) که به او گفته بود صدام می خواسته پدرش را به قتل برساند برای همین او به سراغ صدام رفت. (ص212)

نیکسون به نکته جالب توجهی درباره ایران و پیامدهای جنگ عراق اشاره می کند. به گفته او مقامات آمریکایی در نظر داشتند بعد از عراق به ایران حمله کنند اما مورد عراق به قدری دشوار بود که آنها فهمیدند هرگز قادر به اقدام علیه ایران نیستند. (ص 213) این موضوع نشان می دهد ناتوانی در جنگ عراق و زمین گیر شدن در آن، چشم آمریکایی ها را نسبت به ماجراجویی در ایران باز کرده است.

نویسنده با ورود به دوران ریاست جمهوری اوباما، خوشحالی خود را از ریاست جمهوری وی مخفی نمی کند زیرا معتقد بود که او بر خلاف بوش مسائل حساس سیاست خارجی را درک می کند و انسانی عمیق و تحلیلی است. اما خیلی زود برای او و بسیاری دیگر مشخص شد اوباما و کاخ سفید تمایلی به کار بیشتر در پرونده عراق ندارند. اوباما عراق را مشکل خود نمی دانست و عملا این بی توجهی حتی در بغداد هم احساس شد. (صص 219 تا 221) شاید همین قهقرای آمریکا در حوزه عراق را بتوان یکی از دلایل نفوذ بیشتر ایران در عراق در دوران اوباما دانست.

نویسنده در بخش هایی از کتاب خود به صراحت انتقاداتی را علیه نوری المالکی نخست وزیر سابق عراق مطرح و عملا اقتدارگرایی وی را در عراق به نوعی مغایرت با دمکراسی معرفی می کند. او دوره دوم نخست وزیری مالکی را اشتباه راهبردی اوباما در عراق می داند و معتقد است که در انتخابات سال 2011 عراق، آمریکا باید از علاوی حمایت می کند و به مالکی می فهماند که وقت رفتن فرارسیده است. اما تمایل نداشتن اوباما برای مقاومت در برابر عراقی ها باعث شد تا آنها بر اساس اقتضاءات در کنار دوست خود یعنی ایاد علاوی، رقیب مالکی نایستند. (ص223) نویسنده به این نکته جالب توجه نیز اشاره می کند که در آمریکا در کنار برخی سیاستمداران عراقی به یک نحو شروع به انتقاد از مالکی کردند که درحال شبیه شدن به صدام بود کردند. شاید حجم بالای تخریب ها علیه نخست وزیر عراق در آن دوره و حتی انتخابات 2014 که مالکی در تلاش برای کسب دوره سوم نخست وزیری بود، بی ارتباط به آمریکا نبوده است که مالکی را اقتدارگرایی نزدیک به ایران یافته بودند.

توصیف صحنه اعدام صدام توسط نیکسون در آخرین صفحه از کتاب جالب توجه است: (( صدام در حالی دیده می شود که که بالای یک سکوی موقت برده شده و در پایین، ماموران اعدام ایستاده اند. ما شاهد جماعت شیعه خشمگینی بودیم که فریاد انتقام از حاکم پیشینشان سر می دادند. اینجا برای من رکن نهایی یا همان موجه نشان دادن عملیات آزادی عراق فرو ریخت.))

تأکید بر نشان دادن تمایز شیعی افرادی که در جلسه اعدام صدام حضور داشتند و توصیف آنها به افراد خشمگین، و همراهی نویسنده با فضاسازی های انجام شده علیه دولت عراق مبنی بر به حاشیه راندن اهل سنت و ضرورت توجه واشنگتن به بازسازی روابط واشنگتن با سنی های عراق و فشار بر بغداد نشان می دهد نویسنده موضع بی طرفانه ای درباره اکثریت جامعه عراق ندارد.

با اینکه نویسنده تلاش کرده تا عنوان بازجویی از صدام را بر کتاب خود بگذارد و اطلاعاتی شخصی از دیکتاتور پیشین عراق به مخاطب ارائه دهد اما توجه عمده نویسنده به اشکالات موجود در سیاست خارجی آمریکا و نقص های فاحش جامعه اطلاعاتی آمریکا با محوریت جنگ عراق، در حقیقت محتوای عمده و اصلی کتاب را تشکیل می دهد. ضمن اینکه نمی توان پذیرفت کتابی که دو بار توسط انتشارات سیا مورد بازبینی قرار گرفته شده است اطلاعات ارزشمندی درباره سیاست در خاورمیانه و روابط بازیگران ارائه بدهد. شاید کتاب در یک مورد به بسته بودن چشم آمریکا درباره جنایات صدام در جنگ با ایران اشاره می کند اما نویسنده به هیچ عنوان درباره نوع مناسبات صدام و آمریکا در سال های آغازین حکومت وی سخن نمی گوید.

این کتاب در دسامبر 2016 منتشر شد، یعنی زمانی که ترامپ به ریاست جمهوری آمریکا انتخاب شده بود و عملا تنش در روابط سیا و رئیس جمهور منتخب به شدت محسوس بود. بنابراین شاید بتوان از این منظر دلایل انتقادات تند به سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا را در کتاب جان نیکسون فهمید.

این مطلب در شماره 385 هفته نامه مثلث منتشر شده است.

نظر خود را اضافه کنید.

ارسال نظر به عنوان مهمان

0 / 300 محدودیت حروف
متن شما باید بین 10 تا 300 حرف باشد
نظر شما به دست مدیر خواهد رسید
  • هیچ نظری یافت نشد

مطالب پربازدید

محاکمه بوش/ به بهانه انتشار ترجمه فارسی کتاب بازجویی از صدام؛ تخلیه اطلاعاتی رئی…

سید رضا قزوینی - هفته نامه مثلث - ((ایالات متحده به جای شیطانی جلوه دادن رهبران خارجی – همچون صدام – باید در پی سوق دادن آن ها به سمت...

مصائب اصرار بر یک همه پرسی

پس لرزه های همه پرسی اقلیم کردستان عراق پس از گذشت حدود دو ماه از آن همچنان ادامه دارد. پس لرزه هایی که وضعیت سیاسی و اقتصادی این منطقه از...

داعش از منطقه می رود یا می ماند؟

سال 2017 میلادی در حالی به پایان خود نزدیک می شود که مرگ نظامی بزرگ ترین گروه تروریستی تاریخ بشر و اضمحلال خلافت خودخوانده آن در این سال رقم خورد...

مشکلات پیش روی عراق پساداعش

بعد از شکست داعش در عراق و در روزهای آغاز سال جدید میلادی، آمار دقیقی از میزان تخریب در اثر جنگ‌های سال‌های اخیر و مبارزه با تروریست‌ها در این کشور...

سیدرضا قزوینی در گفت‌وگو با «آسمان آبی» مطرح کرد: تبدیل چالش نظامی به دغدغه امنی…

داعش پس از شکست در عراق و سوریه چه سرنوشتی خواهد یافت؟ آیا خواهد توانست در سرزمینی دیگر احیا شود یا سقوط این گروه تروریستی در سال 2018 هم ادامه...

تعویق انتخابات عراق خواسته چه کسانی است؟

از مدت ها قبل زمزمه به تعویق انداختن انتخابات پارلمانی عراق که قرار است اردیبهشت سال آینده برگزار شود در فضای سیاسی و رسانه ای این کشور شنیده می شود.