All for Joomla All for Webmasters

رئیس پلیس آلبانی دیروز چهارشنبه در یک نشست خبری اعلام کرد، کشورش طرح عملیات تروریستی توسط نیروی قدس سپاه پاسداران علیه مجاهدین خلق (منافقین) را خنثی کرده است.

براساس گفته‌های آردی ولیو Ardi Veliu  تیم تروریستی قصد داشت دست به اقدامات تروریستی علیه مجاهدین خلق بزند، علاوه بر اینکه در نوروز سال 97 (مارس 2018) نیز یک طرح تروریستی ایران علیه فرقۀ صوفی بکتاشیه خنثی شد.

رئیس پلیس آلبانی و رئیس دستگاه مبارزه با تروریسم این کشور در نشست خبری خود به جز نشان‌دادن تصاویر چهار فرد که مدعی هستند فرمانده و اعضای تیم تروریستی هستند هیچ گونه مدرک دال بر اثبات این ادعا ارائه نمی‌دهند. علاوه بر اینکه هیچ یک از اعضای این گروه نیز تاکنون دستگیر نشده‌اند تا از طریق بازجویی از آنها گفته‌های مقامات آلبانی اثبات شود.

دولت آلبانی تنها مدعی شده است که به واسطۀ برخی اعضای گروه‌های تبهکاری در ترکیه از وجود چنین طرحی مطلع شده است.

مبنای ادعای پلیس آلبانی در حقیقت اظهارات بابا ادموند براهیماج (بابا موندی) رهبر طریقت بکتاشیه آلبانی است که گفته بود در فروردین 1397 دو نفر برای خرابکاری قصد ورود به مقر این فرقه را داشته‌اند. جالب آنکه همان زمان و پس از دستگیری آن دو فرد، به دلیل نبود مدرک کافی آن دو شخص آزاد شدند. اکنون هم مشخص نیست اگر آن دو فرد بخشی از این چهار فرد اعلام شده توسط رئیس پلیس آلبانی بوده‌اند یا خیر.

مطرح‌شدن این داستان در این برهۀ زمانی یک پرسش جدی را برجای می‌گذارد. چرا دولت آلبانی یک سال و نیم پس از ادعای خنثی‌شدن طرح عملیات خرابکارانه علیه بکتاشیه و آزادی آن دو فرد مورد ادعا، دوباره و بدون سند، علاوه بر استناد به آن ماجرا، ایران را متهم به برنامه‌ریزی برای عملیات تروریستی در آلبانی می‌کند؟

واقعیت این است که دولت راما مدتهاست می‌کوشد تا با عضویت در اتحادیه اروپا، ناکامی‌های خود در عرصه‌های داخلی به خصوص اوضاع معیشتی، اقتصاد و فساد گسترده را جبران کند و از آن به عنوان برگ برنده ای برای حزب سوسیالیست استفاده کند. اما تاکنون نتوانسته است به پیشرفت قابل توجهی در تحقق شروط اتحادیه اروپا برای الحاق دست یابد.

آخرین دور مذاکرات اروپایی برای بررسی امکان آغاز مذاکرات برای پیوستن آلبانی به اتحادیه اروپا 26 مهر (18 اکتبر) یعنی پنج روز پیش از ادعای تیرانا علیه تهران، با شکست مواجه شد و دولت راما را در یک شوک بزرگ فرو برد. طرف‌های غربی یعنی فرانسوی‌ها، هلندی‌ها و دانمارکی‌ها معتقدند که دولت آلبانی نتوانسته است به شروط وضع شده برای انجام اصلاحات جامه عمل بپوشاند. در کنار آلبانی البته همسایه شرقی‌اش یعنی مقدونیه شمالی نیز با چنین وضعیتی مواجه شده اما به اذعان همه مقامات اروپایی، مقدونی‌ها پله‌های مهمی در عمل به شروط اروپا از جمله تغییر نام این کشور برداشته‌اند و در این مسیر از آلبانی جلوتر هستند.

ناکامی دولت راما در انجام اصلاحات مطلوب اتحادیه اروپا، وی را با شرایط سختی در داخل، از سوی مردم و احزاب مخالف مواجه کرده است. بنابراین دولت راما که از مدتها قبل روابط خوبی با سازمان مجاهدین خلق که سال‌ها در لیست تروریستی اتحادیه اروپا و ایالات متحده آمریکا قرار داشت، برقرار کرده است، تلاش می‌کند تا با مطرح‌کردن یک ادعای جنجالی، در عمل، نگاه‌ها را از تصمیم هفته گذشته اتحادیه اروپا و ناتوانی حزب سوسیالیست دور کند.

در واپسین روزهای پاییز سال 97 نیز آلبانی از اخراج سفیر ایران و یک دیپلمات ایرانی دیگر به اتهام اقدام علیه امنیتی ملی این کشور خبر داد بود. هر چند که همان ادعا نیز هیچگاه توسط مقامات تیرانا اثبات نشد. اخراج دیپلمات‌های ایرانی، همان زمان با استقبال مقامات ارشد آمریکا، عربستان سعودی و اسرائیل و مجاهدین خلق مواجه شد و این گمانه‌ها را برانگیخت که ادعای بدون مدرک تیرانا، احتمالا برای جلب نظر این طرف‌ها یا با یک توافق و برنامه‌ریزی از سوی آنها بوده است.

توجه بیش از حد دولت راما روی موضوع مجاهدین خلق که نمونه اخیر آن، سخنرانی حمایت‌آمیز وی در سخنرانی در مجمع عمومی سازمان ملل متحد از آن گروه بود نشان می‌دهد، دولت سوسیالیست آلبانی، ارتباطات تنگاتنگی با این گروه تروریستی ثروتمند مخالف ایران پیدا کرده است و ادعاهای مطرح شده آلبانی علیه ایران در ماه‌های گذشته تاکنون، احتمالا بی‌ارتباط با این روابط گرم نمی‌تواند باشد.

* سید رضا قزوینی غرابی

گزارش نهایی کمیته عالی وزارتی بررسی دلایل کشته و زخمی شدن معترضان ونیروهای نظامی عراق که توسط نخست وزیر تشکیل شده بود دیروز سه شنبه منتشر شد.
در تظاهرات اخیر عراق که از اول اکتبر آغاز و تا ۸ اکتبر ادامه داشت ۱۵۷ نفر کشته (۸ نظامی) و ۵۴۹۴ نفر زخمی شدند.
بندهای مهم این گزارش به شرح زیر است:
۱- استفاده مفرط نیروهای امنیتی از زور و گلوله های جنگی و عدم خویشتن داری.
۲- ضعف فرماندهی و ناتوانی در کنترل اوضاع توسط آنها.
۳- اقدام برخی تظاهر کنندگان غیر منضبط به سوزاندن مراکز دولتی و حزبی.
۴- اقدام برخی تظاهرکنندگان به پرتاب کوکتل مولوتوف.
۵- وجود برخی عناصری که به دنبال منحرف کردن مسیر تظاهرات از روند مسالمت آمیز بودند.
۶- ضعف برخی مدیران سازمان های امنیتی
۷- عدم اجرای صحیح برنامه های برنامه ریزی توسط فرماندهان
۸- کمبود نیروی ضد شورش
۹- تلاش برخی برای ممانعت از حرکت آمبولانس ها
۱۰- مقامات عالی هیچ دستوری به مقامات امنیتی برای شلیک گلوله جنگی نداده بودند.
۱۱- ۷۰ درصد کشته شدگان از ناحیه سر و سینه مورد اصابت قرار گرفته بودند.
۱۲- وجود یک نقطه در بغداد که برای تک تیراندازی استفاده شده بود.
۱3- ضعف فرماندهی که باعث سردرگمی نیروها و عدم کنترل آنان شده بود.

بررسی مختصر گزارش فوق حاوی چند نکته است:
دولت بر این موضوع اعتراف کامل دارد که شکل برخورد با معترضان غیر صحیح و خشن بوده است. نسبت نظامیان کشته شده به شهروندان که توسط این کمیته منتشر شده گویای این موضوع است.
این گزارش به وضوح نیروهای امنیتی و پلیس را مقصر تمامی خشونت ها، معرفی کرده است و بیش از ۲۷ مقام عالی رتبه و ارشد نظامی که عالی ترین مقامات نظامی، انتظامی استان های محل تظاهرات بودند را از کار برکنار یا توصیه به برکناری کرده است. گزارش به وضوح هیچ نقشی برای مقامات عالی کشور در بروز خشونت ها واتفاقات رخداده قائل نیست و همه تقصیرها همانگونه که اشاره متوجه مقامات امنیتی و انتظامی شده است.
افزون بر این، سیاق گزارش به گونه ای است که می خواهد نشان دهد خشونت با معترضان برنامه ریزی شده نبوده بلکه حاصل اقدامات فردی و ضعف فرماندهان و تحریک شدن نیروهای امنیتی توسط برخی معترضان بوده است.

گزارش اشاره مبهمی به تظاهر کنندگان غیرمنضبط، عناصری که خواهان خارج کردن تظاهرات از مدار مسالمت آمیز و فرد یا افراد تک تیرانداز دارد و هویت آنان در این گزارش مورد شفافیت قرار نمی گیرد.
واقعیت این است که فرصت انجام این تحقیق برای حوادث پیچیده و خشونت بار تظاهرات عراق بسیار کم بوده و مفاد آن یعنی تحمیل بار سنگین مسؤولیت بر دوش مقامات امنیتی و برکناری عالی ترین فرماندهان نظامی به طور طبیعی برای کاستن از خشم معترضان وفرو نشاندن تظاهرات ۲۵ اکتبر (جمعه پیش رو)و کم کردن فشار مرجعیت نجف نگاشته شده است.

معترضان به وضوح درک خواهند که سیاق گزارش به روشنی و به شکلی عیان تنها به دنبال آن بوده که ساحت مقامات عالی رتبه در بغداد را از رخدادهای صورت گرفته در اعتراضات دور کند بنابراین بعید به نظر میرسد صدور  این گزارش رضایت آنان و حتی بسیاری دیگر را جلب کند. درست است که عالی ترین فرماندهان نظامی، انتظامی و امنیتی استان های درگیر اعتراضات، مقصر قلمداد شده و برکنار شده اند اما نکته پنهان گزارش اینجاست که نخست وزیر فرمانده عالی این افراد و نفر اول نیروهای مسلح کشور است و مسؤلیت اقدامات افراد مذکور با وی می باشد. به خصوص آنکه بررسی در لایه های گزارش نشان میدهد که مقامات نظامی همه این استان ها به یک نحو (و در یک بازه طولانی مدت) در مواجهه با رخداد و معترضان عمل کرده اند باید در این نکته تأمل کرد که احتمالا یک هماهنگی از بالا با آنها وجود داشته است. به تعبیری، افراد پایین دست نظامی ممکن است اقدامات فردی انجام دهند اما آیا سرتیپ ها و ژنرال ها هم همزمان در چند استان میتوانند دست به اقدامات فردی زده باشند؟
احاله این مقامات ارشد نظامی و امنیتی به دستگاه قضایی که در گزارش به آن اشاره شده شاید بتواند حقایق بیشتری از رخدادهای اخیر و نقش سایر افراد عالی رتبه را نشان دهد به ویژه آنکه بدنه نیروهای امنیتی و پلیس عراق، توسط تهیه کنندگان گزارش،  متحمل - یا متهم به - یک بی حیثیتی آشکار شده است.

* سید رضا قزوینی غرابی

بیانیه امروز ⁧مقتدی صدر⁩ در حمایت از تظاهرات جمعه آینده ⁧عراق⁩ موسوم به ۲۵ اکتبر، غیر اخلاقی و فرار به جلو بود.
‏او گفته: «همه افراد دولتی و سیاسی از اعتراضات مردمی در وحشت به سر میبرند. همه آنها دنبال راه حلی برای فرار از مخمصه هستند. اما وقت به پایان رسیده». صدر⁩ می کوشد با ادعای رهبری اصلاحات، خود را جدا از دیگران نشان دهد و بر فساد گسترده خود سرپوش بگذارد. اما نمیتوان فراموش کرد که وی در دولت های سابق سهم داشته، حامی اصلی تشکیل دولت فعلی بوده، برخی وزرا را با دست خود انتخاب کرده، برخی مقامات فعلی و مدیران کل کنونی از جماعت او ‏هستند. و در آخرین مورد برادر زاده ۳۰ ساله اش را به سمت دبیر اول در وزارت خارجه منصوب کرده است. واریز یک پنجم درآمدفرودگاه نجف به جیب او هم تنها یکی از انباشت های ثروت اوست.
‏او شعار مبارزه با فساد سر می دهد تا از متهم شدن به فساد در امان بماند.

راه پیمایی هواداران کفن پوش او در اربعین امسال نیز چیزی عرض اندام خیابانی، و اتخاذ ژست مبارزه با فساد و درامان ماندن از عواقب احتمالی خشم معترضان نیست.

پس از دعوت اخیر برهم صالح به برگزاری نشست ملی برای بازنگری در قانون اساسی، برخی شخصیت ها هم در حال صحبت از این ضرورت جدی هستند.
معترضان در عراق هم باید بدانند که ‏اعتراض ها برای رسیدن به نتیجه، فقط دو راه دارد: برگزاری مسالمت آمیز و مستمر و مطالبه برای اصلاح عمیق قانون اساسی و قانون انتخابات. و این امر با فشارهای مسالمت آمیز مردمی قابل تحقق است.

اعلام و ابلاغ سومین بسته حمایتی دولت از مردم - فارغ از اینکه چقدر توانایی تحقق اجرای این بسته ها را داشته باشد - که از نظر مالی هزینه بسیار بالایی را بر دوش دولت تحمیل خواهد کرد نشان می دهد، دولت برای فرار از فشار مردمی در نهایت چنین تصمیماتی را اتخاذ کرده است. تمرکز اعتراضات بر مطالبات بنیادین سیاسی که ریشه مشکلات کنونی است یعنی اصلاح جدی قانون اساسی و قانون انتخابات، نیز می تواند منجر به نتایج جدی شود و دولت و رهبران احزاب را مجبور به پذیرش آنها کند.

و گرنه باید دانست که ساختار سیاسی معیوب عراق که در دوران اشغالگری ایالات متحده تهیه شده، حتی با دادن مشوق ها و بسته های حمایتی از مردم، همچنان مولد فساد و خلل ها موجود خواهد بود. فعالان سیاسی و سیاستمداران آگاه در عراق که این روزها از ضرورت اصلاح قوانین می گویند باید تلاش های خود را در این خصوص فشرده تر کنند.

سید رضا قزوینی غرابی

رمان بهار روایتی از روزهای اشغال شهر موصل توسط گروه تروریستی تکفیری داعش و مظلومیت دختران مظلوم عراقی است. دخترانی که فارغ از مذهب و عقیده شان مورد تعدی تروریست ها قرار می گیرند اما مقاومت را تنها راه برای رهایی و آزادی خود می دانند.
 
عامر حمیّو نویسنده عراقی این اثر برای نخستین بار در سال ۲۰۱۶ این کتاب را در سوریه به چاپ رساند. به دلیل آنکه این کتاب نخستین اثر نویسنده بود پس از انتشار هیچ یک از مراکز توزیع کتاب ریسک توزیع آن در عراق را نپذیرفتند و مؤلف با کمک دوستان خود آن را در شهرهای مختلف عراق توزیع کرد. تا اینکه یک سال بعدکتاب به چاپ دوم رسید و در نمایشگاه های بین المللی کتاب بغداد، دمشق و ابوظبی برای علاقه مندان عرضه شد.
استقبال از کتاب باعث شد تا چاپ سوم آن در آغاز سال ۲۰۱۹ توسط یک ناشر مصری منتشر شود و در سرتاسر شمال آفریقا توزیع شود. این رمان در سال ۱۳۹۷ به پیشنهاد سید رضا قزوینی غرابی مترجم فارسی آن و با موافقت نویسنده واستقبال نشر ستاره ها به فارسی برگردان شد.
هر چند تاکنون کتاب های متعددی درباره دختران و زنان ایزدی که قربانیان اصلی داعش در عراق بودند منتشر شده است اما اهمیت این اثر به دلیل اشراف مستقیم و بالای نویسنده به فضای روزهای حاکمیت داعش در عراق، توصیفات بسیار ریز و جزئی و اطلاعات فراوان وی از دیانت ایزدی است که در جای جای کتاب به چشم میخورد، به گونه ای که پس از انتشار چاپ نخست آن در عراق، مجمع عالی دینی ایزدیان تصور می کرد که این کتاب توسط یک نویسنده ایزدی نوشته شده است.

اینک، بهار قرار است به زودی رونمایی و به مخاطبان فارسی زبان تقدیم شود. منتظر خبر رونمایی از بهار باشید.

به رغم آنکه سابقه حضور اسلام در بالکان به حدود هشتصد سال قبل یعنی قرن ۱۲ میلادی می‌رسد، اما ورود تکفیری‌ها به آن نوپاست و به اوایل دهه ۹۰ و بحبوحه جنگ بوسنی باز می‌گردد. عرب‌های افغان پس از آرامش و استقرار در بوسنی تابعیت گرفتند و عربستان سعودی با صرف هزینه‌های کلان به تبلیغ آئین منحصر بفرد خود یعنی وهابیت در این منطقه پرداخت.
در روز‌های گذشته بود که رسانه‌های سعودی و آلبانی خبر از امضای یک تفاهم نامه اقتصادی برای توسعه مبادلات تجاری میان دو کشور دادند. احمد الخمشی رئیس هیئت سعودی از روابط خوب دو کشور و منافع مشترک میان آن‌ها گفته بود و خواستار توسعه این روابط در حوزه اقتصادی و سرمایه گذاری نیز شده بود. (۱)
فوریه امسال نیز ادی راما نخست وزیر آلبانی با سفر به عربستان سعودی و دیدار با پادشاه آن و در سفری چندان پردستاورد هم نبود، دو توافقنامه و یک تفاهم نامه همکاری مشترک در حوزه‌های گردشگری و هوایی امضا کرده بود. (۲)
بررسی پیشینه روابط ریاض و تیرانا نشان می‌دهد مناسبات این دو ریشه تاریخی ندارد و به سال‌های اخیر باز می‌گردد. نه تنها کتاب و مقاله‌ای درباره روابط این دو کشور موجود نیست بلکه جالب آنکه در پایگاه ویکی پدیا (با اینکه محل ارجاع علمی نیست) در مدخل روابط آلبانی – عربستان، تنها یک زبان وجود و آن هم عربی است و محتوای آن نیز فقط مقایسه آماری میان دو کشور از حیث جمعیت و اقتصاد و سازمان‌های بین المللی است که هر دو کشور در آن‌ها عضویت دارند و کمترین اشاره‌ای به پیشینه روابط نشده است! (۳)
اینکه سعودی‌ها چرا و چگونه به یاد گسترش روابط خود با آلبانی افتادند جای پرسش جدی دارد. به خصوص آنکه اولین و آخرین دوران حضور جدی سعودی‌ها در منطقه بالکان، به دوران حضور شهروندان سعودی و عربی باز می‌گردد که پس از پایان جنگ از افغانستان به بالکان مهاجرت کردند و همزمان نیز نهضتی از مسجد سازی و ساخت مراکز اسلامی توسط سعودی‌ها در نقاط مختلف بالکان به خصوص بوسنی و هرزگوین آغاز شد و بسیاری از این مهاجران با دختران مسلمان و بومی آن منطقه ازدواج کردند.
علاوه بر اینکه نظامیان سلفی آموزش دیده عرب که از وفاداران بن لادن بودند در سال ۱۹۹۳ با استفاده از پوشش جنگ بوسنی در بالکان گردهم آمدند تا زیربنای شبکه‌ای تروریستی را در داخل خاک اروپا با مرکزیت بالکان تأسیس کنند.
پس از پایان جنگ بوسنی شهر‌های عمده‌ای در بالکان به کانون افراط گرایان سلفی تبدیل شده بود و شهر نووی پازار در سنجاک در جنوب صربستان به یکی از عمده‌ترین این کانون‌ها بدل شده بود. نووی پازار کانون توجه این افراط گرایان بود تا پلی از آلبانی و کوزوو به بوسنی ایجاد کنند. (۴)
تأثیرات حضور افراط گرایان عرب و نهضت مسجد سازی سعودی‌ها در این منطقه که همراه با ترویج اندیشه‌های افراطی وهابی بوده است حدود دو دهه بعد خود را به صورت اعزام هزاران نیروی شبه نظامی خشن به عراق و سوریه برای قرار گرفتن در کنار آنچه خلافت اسلامی داعش خوانده می‌شود نشان داد.
همزمان با قدرت یابی داعش در عراق و سوریه، شهروندان آلبانی از حجم بالای سفر برخی شهروندان این کشور به خاورمیانه شگفت زده شده بودند. دتمیر بوشاتی وزیر خارجه وقت آلبانی در همان ابتدا گفته بود که حدود ۳۰۰ شهروند کشورش برای پیوستن به داعش از آلبانی خارج شده اند. افزون بر اینکه بخشی از ائمه جماعت این کشور نیز در منابر به سود داعش تبلیغ و سرباز گیری می‌کردند. (۵)
جالب اینکه سرباز گیری داعش از میان آلبانیایی‌ها تنها به شهروندان داخل آلبانی محدود نشد بلکه آلبانیایی تبار‌های ساکن اروپای غربی به خصوص آلمان و سوییس را نیز شامل شد. (۶) موضوعی که نشان می‌دهد آلبانی تا چه اندازه قابلیت جذب در گروه‌های شبه نظامی و مسلح خشن اینچنینی و تأثیر پذیری از اندیشه‌های وارداتی را دارا است.
فارغ از اینها، شرایط اقتصادی ضعیف آلبانی و موقعیت استراتژیک آن در جنوب شرق اروپا و بالکان و فساد حاکم بر مقامات آن نیز به گونه‌ای است که این کشور را مورد توجه برخی بازیگران بین المللی قرار می‌دهد.
احتمالا همین شرایط اقتصادی بسیار ضعیف آلبانی باعث شد که ایالات متحده آمریکا در نهایت مجبور شد تا بر اثر فشار‌های دولت عراق و برخی فعالان مدنی این کشور که خواستار اخراج مجاهدین خلق (منافقین) از کشورشان بودند، آلبانی را به عنوان مقصد نهایی این گروهک انتخاب کند. سوابق این گروه چنان سیاه بود که هیچ کشوری حاضر به پذیرش دسته جمعی افراد آن نبود و آمریکایی‌ها با تطمیع مقامات آلبانی و پرداخت ۲۵ میلیون دلار به این کشور تیرانا را متقاعد به پذیرش منافقین کردند. مبلغی که به عنوان حمایت از اصلاحات در اختیار تیرانا قرار داده شده است. (۷) علاوه بر اینکه ۲۰ میلیون دلار نیز برای حمایت از منافقینتوسط آمریکا در اختیار سازمان ملل قرار گرفته شده بود. (۸)
منافقین که متعهد شده بودند در مقابل اسکان در آلبانی، هیچ گونه تحرک و فعالیت سیاسی علیه ایران نداشته باشند به زودی با فراموشی تعهد خود و به دنبال ساخت و ساز‌های عظیم درپایگاه خود در اطراف تیرانا، کم کم اقدام به برگزاری جلسات دیدار با مقامات سیاسی آلبانیایی و اروپایی در پایگاه خود کردند و از آنجا تحرکات و تبلیغات خود علیه تهران را هدایت کردند.
اکنون آلبانی از یک کشور حاشیه‌ای تبدیل به یک کشور قابل اهمیت برای بسیاری شده است. برای منافقین از یک سو، زیرا عمده نیروی آن‌ها در این کشور متمرکز شده بود، برای ایران از سویی دیگر، زیرا مهم‌ترین اپوزیسیون سیاسی ایران در خارج اکنون در البانی متمرکز شده بود و فعالیت می‌کرد، برای آمریکایی‌ها که پشتیبان و حامی منافقین بودند و خانه جدید را آن‌ها برای این گروه پیدا کرده بودند. برای اسرائیلی‌ها هم اهمیت پیدا کرد، زیرا نباید تردید کنید تل آویو به راحتی از گروهی با بیش از ۲۵۰۰ نیرو و دارای امکانات و خبره در امور نظامی و امنیتی که مخالف حکومت ایران نیز است بگذرد و کاری به کار آن‌ها نداشته باشد.
در کنار این‌ها عربستان سعودی را نیز نباید از یاد برد. موضوع ارتباط عربستان سعودی با اپوزیسیون ایرانی منافقین زمانی مورد توجه قرار گرفت که ترکی الفیصل رئیس پیشین سازمان اطلاعاتی عربستان دو بار در سال‌های ۲۰۱۶ و ۲۰۱۷ میهمان اختصاصی این گروه و رهبر آن در پاریس بود و از آن‌ها تمجید کرده بود.
حالا میتوان گفت که آلبانی این کشور کوچک بالکان پس از انتقال گروه رجوی به آنجا به یک زمین بازی میان ایران و مخالفانش تبدیل تبدیل شده است. اما ایران به عنوان یک بازیگر نتوانست برای مدت طولانی در زمین آلبانی دوام بیاورد و در نهایت دولت تیرانا در دسامبر ۲۰۱۸ در اقدامی که احتمالا پشت آن اقدامات تحریک آمیزبرخی کشور‌ها و حتی گروهک منافقین بوده است سفیر ایران و یک دیپلمات آن را از خاک خود اخراج کرد. اقدامی که با واکنش مثبت ریاض مواجه شد و وزارت خارجه آن با صدور بیانیه‌ای از اقدام تیرانا پشتیبانی کرد.
پیش از آن سخنگوی وزارت خارجه ایران، آمریکا، اسرائیل و برخی گروه‌های تروریستی مخالف ایران را پشت ماجرای اخراج سفیر خود از آلبانی معرفی کرده بود. (۹)
سخنرانی ۲۷ سپتامبر ادی راما نخست وزیر آلبانی در مجمع عمومی سازمان ملل که در آن به نظام در ایران تاخته بود و از منافقین دفاع کرده بود (۱۰) نیز گمانه‌ها را مبنی بر اثرگذاری این گروه بر مقامات سیاسی آلبانی تقویت می‌کند به خصوص آنکهرئیس جمهور آلبانی الیر متا که او هم مانند راما از حزب سوسیالیست است دو هفته پیش از سخنرانی راما یعنی در ۱۳ سپتامبر شخصا به پایگاه منافقین در حومه تیرانا می‌رود و با مریم رجوی همسر سرکرده این گروه دیدار می‌کند.
کاملا روشن است که آلبانی نسبتا آرام، اکنون زمین یک بازی شده است که آمریکایی ها، اسرائیلی ها، و سعودی‌ها بازیگران آن هستند. نقطه مشترک آن‌ها تخاصم با ایران است و ابزار آن‌ها نیز در این کشور، گروهک منافقین است.
آنچه مقامات آلبانی به آن توجه ندارند این است که عربستان سعودی در گسترش مناسبات خود با کشورها، علاوه بر مناسبات سیاسی و اقتصادی، به ترویج و اشاعه ایدئولوژی افراطی حاکم بر کشور خود در میان دیگر کشور‌ها نیز می‌پردازد. گزارش سازمان جهان اسلام که بال رسمی ریاض در ترویج بنیادگرایی در سراسر جهان است از اقدامات تبلیغاتی و ترویجی خود در بسیاری از مناطق و کشور‌های جهان و توزیع کتاب‌های مذهبی و همچنین ساخت مراکز اسلامی و مساجد در آنها، باید هشداری به آلبانیایی نسبت به ترویج افراط گرایی وهابی در کشورشان باش.
علاوه بر این، حمایت رسمی مقامات آلبانی از منافقین، که سال‌ها در لیست تروریستی ایالات متحده، اتحادیه اروپا و انگلستان بود می‌تواند روند ورود این کشور به اتحادیه اروپا را با چالش مواجه کند. مقامات طراز یک و رسمی غرب هنوز از حضور در مراسم گروهک رجوی اجتناب می‌کنند تا ارتباط آن‌ها با گروهی تروریستی و متهم به پول شویی به حیثیت آن‌ها لطمه وارد نکند، اما مقامات آلبانی، بر خلاف سایر مقامات رسمی عالی رتبه در اروپا و آمریکا، هنوز به این نکته پی نبرده اند.
به هرجهت تیرانا در روابط خود با سعودی‌ها بسیار هوشمندانه عمل کند تا از تبدیل کشور به کانونی برای اندیشه‌های افراط گرایانه در بالکان و اروپا و ممری برای عبورافراط گرایان به این قاره تبدیل نشود. شاید دور شدن این کشور از بازی بازیگران بهترین راه برای آن باشد.

* سید رضا قزوینی غرابی - جوان آنلاین


پی نوشت ها:
۱-
https://www.al-madina.com/article/۶۴۸۶۳۲/آخر-الأخبار/السعودیة-وألبانیا-تتفقان-على-توسیع-التبادل-التجاری
۲–
https://aawsat.com/home/article/۱۵۷۹۹۳۱/مباحثات-سعودیة-ـ-ألبانیة-فی-الریاض-تتوج-باتفاقیتین-ومذکرة-تفاهم

۳–
https://ar.wikipedia.org/wiki/%D۸%A۷%D۹%۸۴%D۸%B۹%D۹%۸۴%D۸%A۷%D۹%۸۲%D۸%A۷%D۸%AA_%D۸%A۷%D۹%۸۴%D۸%A۳%D۹%۸۴%D۸%A۸%D۸%A۷%D۹%۸۶%D۹%۸A%D۸%A۹_%D۸%A۷%D۹%۸۴%D۸%B۳%D۸%B۹%D۹%۸۸%D۸%AF%D۹%۸A%D۸%A۹،
۴–
https://moderndiplomacy.eu/۲۰۱۳/۰۵/۱۹/the-emergence-of-balkan-jihad-and-its-progress-in-the-region/
۵ -
http://www.almarjie-paris.com/۱۳۵۹،
۶ –
http://www.alhayat.com/article/۶۲۸۵۳۲/-%D۸%AF%D۸%A۷%D۸%B۹%D۸%B۴-%D۹%۸A%D۸%BA%D۹%۸۸%D۹%۸A-%D۸%A۳%D۹%۸۴%D۸%A۸%D۸%A۷%D۹%۸۶-%D۸%A۳%D۹%۸۸%D۸%B۱%D۹%۸۸%D۸%A۸%D۸%A۷-%D۸%A۷%D۹%۸۴%D۸%BA%D۸%B۱%D۸%A۸%D۹%۸A%D۸%A۹-%D۹%۸۸%D۹%۸۵%D۸%B۹%D۸%AA%D۸%AF%D۹%۸۴%D۹%۸۸%D۹%۸۷%D۹%۸۵-%D۹%۸A%D۸%B۱%D۸%AF%D۹%۸۸%D۹%۸۶-%D۸%A۸%D۹%۸۵%D۸%B۲%D۹%۸A%D۸%AF-%D۹%۸۵%D۹%۸۶-%D۸%A۷%D۹%۸۴%D۸%A۷%D۹%۸۶%D۸%AF%D۹%۸۵%D۸%A۷%D۸%AC

۷ –
http://www.tiranatimes.com/?p=۱۲۶۲۵۰،
۸ –
https://www.voanews.com/europe/us-praises-albania-mek-resettlement

۹ –
https://arabic.cnn.com/world/article/۲۰۱۸/۱۲/۲۲/saudi-reaction-albania-iran-ambassador
۱۰ –
http://webtv.un.org/watch/albania-prime-minister-addresses-general-debate-۷۴th-session/۶۰۹۰۰۸۸۴۷۲۰۰۱

فــارغ از عامل و دلیل شــکل گیری اعتراضات مهر ماه امســال در عراق و پرداختــن به این مقوله که چه محرک خارجی یا داخلی در ظهور اعتراض های سه روزه عراق نقش داشــته، بررسی سوابق تظاهرات سال های اخیر در این کشور نشان می دهد اعتراضات این چنینی عملا نتیجه ای در تحقق اهداف معترضان نداشته اســت.

مطالبات و خواسته های معترضین به جای آنکه متوجه اصلاح علت باشــد، به دنبال درمان معلول ها آن هم به شیوه های بی ثمر از جمله روش های رادیکال، خشونت آمیز و مخرب است. معترضان غالبا جوانانی هستند با میانگین سنی پایین که از بیکاری رنج می برند، فارغ التحصیلانی که خواستار استخدام دولتی هســتند، مردمی که به واسطه مشــکلات ساختاری و زیربنایی چون ضعف شــبکه برق رســانی و آبرسانی کشور کلافه شده اند. همه اینها ریشه در نظام معیوب  تاکنون 2003 سهمیه بندی (المحاصصه) دارد که از سال باعــث روی کار آمدن دولت های ناتــوان و وزیران و مقامات ناکارآمد و غیرپاسخگو شد و فساد را به شکل فزاینده ای در تمامی اجزا و بخش های کشــور منتشر کرد.

این فساد نهادینه شــده که سیاستمداران عراقی به اســتمرار وعده مبارزه بــا آن را داده اند و می دهند و معترضان نیز همیشــه در تظاهرات خود به آن یورش برده اند معلول همین نظام سیاســی حاکــم و مدل و الگوی اعمال قدرت و حکومت مداری در عراق است. بنابراین تا زمانی که تظاهرات و اعتراض ها، اصلاحات عمیق یعنی اصلاح یا تغییر نظام سیاسی را هدف خود قرار ندهد یا به این درک برای ضرورت تغییر آن نرسد، برگــزاری تظاهرات و اعتراضات اینچنینی امید بخش تغییرات بنیادیــن و جدی نخواهد بود؛ اما در این میان سوال هایی مطرح اســت.

به عنوان نمونه این اصلاح یا تغییری که بر آن تاکید می شــود در نظام سیاســی یا قوانین چگونه و به چه شــکلی محقق خواهد شــد؟ آیا سیاســتمداران حاکم تمایلی برای اعمال تغییر در سیاست ها و قوانین را دارند یا خیر؟ آیا این مردم هستند که باید با توســل به ابزارهای فشــار، نسبت به اجبار سیاستمداران برای پذیرش خواسته های خود اقدام کنند یا اینکه چهره های سیاسی نیز باید در این زمینه گام های جدی بردارند؟ دامنه این فشارها تا چه اندازه باید باشد تا با کمترین خشونت بیشترین نتیجه را حاصل کرد؟ قانون اساسی و اصلاح آن چه نقشی می تواند در تغییر و بهبود اوضاع و شرایط حاکم ایفا کند؟

واقعیت این است که منافع سیاسی و مادی که در اختیار احزاب حاکم قرار دارد، آنها را در زمره مخالفان جدی هرگونه اصلاح یا تغییر نظام قرار می دهد. بنابراین بهترین ابزار فشار بر طبقه سیاسی حاکم، فشار مردمی است تا آنان را مجبور کند از مواضع خود عقب نشســته و اصلاحات جدی را در ساختار سیاسی و قانونی این کشور اعمال کنند. تجربه اعتراضات ناکام ســال های اخیر در عراق نشان می دهد فلج کردن دولت از طریق تحصن و اعتصابات سراســری می تواند بهترین شیوه مســالمت آمیز برای اجبار رهبران سیاسی عراق به پذیرش تغییرات باشد. اتخاذ روش های خشــونت آمیز و گسترش شراره های آن ممکن اســت در دراز مدت بــه نتایجی بینجامد اما بی ثباتی در کشور، پاسخ خشونت آمیز متقابل حکومت و دولت و حتی خطر سوار شدن بهره برداران داخلی یا خارجی بر موج اعتراضات را منجر خواهد شد. نتایجی که تحقق مطالبات معترضــان عراقی را به موضوعی پیچیده، سخت و زمان بر تبدیل خواهد کرد.

* این مطلب با عنوان " قانون اساسی عراق باید تغییر کند " در روزنامه سازندگی منتشر شده است.

سید رضا قزوینی غراب؛ تحلیل گر ارشد مسائل عراق - روزنامه سازندگی

 

مردم عراق یک دهه و نیم است که از مشکلات اقتصادی و معیشتی رنج می‌برند. این مشکلات پیش از شکل‌‌گیری نظام سیاسی جدید در عراق در سال2003 یعنی دوران رژیم صدام حسین نیز بوده است اما تفاوت اینجاست که مردم با سرنگونی یک نظام شمولی‌ و برآمدن یک نظام دمکراتیک، انتظار تحولات بنیادین در همه ابعاد زندگی خود به‌خصوص در حوزه‌های اقتصادی را داشتند اما به‌تدریج روشن شد که نظام سیاسی جدید به دلایل متعدد و روشن نتوانسته است این انتظار آنان را برآورده کند، لذا در طول سال‌های اخیر به‌ویژه از 2015 تاکنون، شاهد شکل‌گیری اعتراضات جدی به فساد حاکم بر کشور و اوضاع ناگوار خدماتی و اقتصادی هستیم.

شعارها و وعده‌های انتخاباتی یا پساتظاهراتی مقامات سیاسی نیز تاکنون نتوانسته ‌اوضاع را برای مردم تغییر دهد که همین موضوع نیز بر خشم مردم می‌افزاید، بنابراین در بعد سیاسی شاهد کاهش مشارکت آنان در انتخابات و بی‌اعتمادی و بی‌تفاوتی آنها به اوضاع سیاسی و در بعد اجتماعی، شاهد ظهور حرکت‌های اعتراضی خشن اینچنینی می‌شویم.
تحولات سیاسی در عراق را نمی‌توان با آنچه در منطقه می‌گذرد، بی‌ارتباط دانست. این یک واقعیت است و اختصاص به عراق یا منطقه‌ای که مردمان غرب آسیا در آن زندگی می‌کنند، ندارد. از بخت مردم عراق، آنها در منطقه‌ای زندگی می‌کنند که تغییر‌ و تحولات در آن همیشه خطرناک و خشن بوده است و بازیگرانی از داخل منطقه و خارج آن همواره می‌کوشند تا اراده و خواست و منافع خود را در آن تحقق ببخشند. عراق پسا‌صدامی به‌دلیل اهمیت منحصر‌به‌فردی که این کشور دارد، همواره صحنه رقابت و اعمال نفوذ کشورهای همجوار و قدرت‌های فرامنطقه‌ای بوده است. ایران، ترکیه، عربستان سعودی، قطر، ایالات متحده و رژیم اسرائیل که مجمع‌الاضدادی از محورهای سیاسی و ایدئولوژیک هستند، حضوری غیرقابل‌انکار در عراق دارند؛ حضوری که می‌کوشد تا با تضعیف محور یا طرف مقابل، منافع موجود در بغداد را از آن خود کند.

رقابت منطقه‌ای و بین‌المللی موجود در زمین عراق بیش از آنکه سیاسی باشد، تبدیل به یک رقابت ایدئولوژیک شده است و به جای آنکه رقابت طرف‌ها یا کشورها باشد، تبدیل به رقابت محورها شده است‌ و عراق در این میدان رقابت تلاش دارد تا برای ضربه‌نخوردن از بازی بزرگان، بی‌طرفی خود را حفظ کند. حفظ این بی‌طرفی بسیار مشکل است. هر‌چند در دوره العبادی وی تلاش کرد تا چنین رویه‌ای را اتخاذ کند، اما تشدید تنش‌های منطقه‌ای و پیچیدگی آنها باعث می‌شود تا عراق خواسته یا ناخواسته وارد بازی شود. فارغ از همجواری و ارتباطات تاریخی و پیوندهای فرهنگی موجود میان ایران و عراق، تأثیرات عمیق تهران  در عراق قابل انکار نیست؛ همچنان‌که نفوذ و دخالت‌های غیرقابل تصور واشنگتن در عراق نیز امری بدیهی است. هر یک از کشورها نیز همپیمانان یا اقماری در داخل یا خارج عراق دارند که آنها نیز منافع مستقیم یا غیرمستقیم در عراق دارند.

آمریکایی‌ها به عراق پسا‌صدام که آن را آزاد کردند و باعث به قدرت رسیدن اغلب سیاستمداران فعلی شدند، به‌عنوان بخشی از منافع راهبردی درازمدت خود می‌نگرند بنابراین برای واشنگتنی که در دوران ترامپ فشارهای خود را بر ایران تشدید کرد، سخت است تا بپذیرد این کشور از دایره تمایلات کاخ سفید عدول کرده است. حال چه این عدول، تمایل به سمت ایران و تقویت حضور آن باشد، چه تلاشی برای وارد‌کردن رقبای جهانی واشنگتن به عراق مانند چین باشد. بنابراین استفاده از ابزار ایجاد ناآرامی به روش‌های مختلف ازجمله عملیات تروریستی یا ایجاد اغتشاش و ناآرامی بر بستر مطالبات بحق مردم می‌تواند بخشی از ابزارهای در اختیار واشنگتن یا قدرت‌های منطقه‌ای برای فشار بر بغداد باشد؛ همچنان‌که در اعتراضات اخیر، سیگنال‌های اینچنینی دیده می‌شود.

گسترش فساد و ناتوانی دولت‌های متعدد در ایجاد راه‌حلی برای آن، علاوه بر گسترش بیکاری و فقر که به کاهش مشارکت سیاسی مردم در انتخابات سال گذشته انجامید و بی‌اعتمادی روز‌افزون آنها، علاوه بر تکرار دوره‌ای از اعتراضات و شدت یافتن خشونت در این تظاهرات، بر ضرورت ایجاد یک راه‌حل داخلی و بنیادین تأکید دارد. مشکلات عمیق مردم و فساد حاکم، صرفا به‌دلیل بی‌برنامگی یک دولت یا ضعف برنامه احتمالی موجود نیست. این اشکال را باید در ساختار نظام سیاسی حاکم بر کشور و برخی قوانین مدون ازجمله قانون اساسی جست‌وجو کرد. ساختار سیاسی حاکم که نظام طایفه‌ای و محاصصه‌ای (سهمیه‌بندی مناصب) را نهادینه کرد، منجر به بروز فساد و عدم‌پاسخگویی و شفافیت در سراسر اجزای شکل‌دهنده دولت و حکومت شده است. هرگونه راه‌حل موقت و کوتاه‌مدت مانند آنچه را که نخست‌وزیر عراق در پیام تلویزیونی پنجشنبه‌شب خود خطاب به معترضان وعده داد، راه‌حل‌هایی مقطعی و غیرریشه‌ای است که بار دیگر و با قطعیت، منجر به ظهور مجدد دیر یا زود اعتراضات این‌چنینی و حتی خشن‌تر خواهد شد و البته مخالفان داخلی و خارجی دولت‌های حاکم بر بغداد نیز با سوءاستفاده از همین ضعف، در آینده یا برای ظهور مجدد اعتراضات برنامه‌ریزی خواهند کرد و یا بر اعتراضات کاملا سالم و مردمی سوار خواهند شد.

سید رضا قزوینی غرابی؛ تحلیل گر ارشد مسائل عراق - روزنامه همشهری

http://newspaper.hamshahri.org/id/82917/%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D9%82-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%DA%AF%D8%B0%D8%B1%D8%AF.html

 

گذرگاه القائم (البوکمال) یکی از استراتژیک‌ترین معابر مرزی برای دو کشور عراق و سوریه به حساب می‌آید که برای چند سال در اختیار تروریست‌های داعش بوده است. در زمان فعالیت داعش هم این منطقه نقطه اصلی جابه‌جایی عناصر گروه میان عراق و سوریه بوده است. اکنون پس از شکست نظامی داعش و تأمین نسبی امنیت مناطق موازی دو طرف گذرگاه مورد اشاره، شاهد بازگشایی مجدد آن توسط بغداد و دمشق بودیم.

منافع اقتصادی دو طرفه، جابه‌جایی زمینی زائران، اتصال عراق به مدیترانه، و اهداف امنیتی و نظامی که باعث اتصال تهران به بیروت می‌شود، از جمله اهدافی بوده که باعث شده این گذرگاه مجدداً آغاز به کار کند.

براساس توافق‌های صورت گرفته، قرار است روزانه ۶۰۰ کامیون و تریلی از دو طرف به داخل مرزهای یکدیگر با هزاران تن کالا عبور کنند. این موضوع علاوه بر ایجاد پویایی اقتصادی برای دو کشور باعث ترانزیت ارزان‌تر کالا می‌شود. از سوی دیگر عراق هم می‌تواند بخش قابل توجهی از صادرات خود را از مسیر زمینی به بندر طرطوس سوریه ارسال کند. همچنانکه این گذرگاه می‌تواند به مثابه دروازه‌ای برای صدور کالاهای ایرانی به سوریه و حتی لبنان و مدیترانه مورد بهره‌برداری قرار بگیرد.

بدون تردید هنوز برای سخن گفتن از بهره‌برداری کامل از این گذرگاه تا زمان تأمین مطلق امنیت زود است؛ اما اصل بازگشایی این گذرگاه قطعاً تهدید به شمار نمی‌رود و به سود بغداد، دمشق و دوستان آنها خواهد بود. اما نکته مهم این است که بازگشایی این گذرگاه برای آمریکا و اسرائیل قابل قبول نیست و آن را تهدید برای این رژیم و راهی برای تقویت ایران و گروه‌های هم‌پیمان آن و دولت سوریه می‌دانند.

آمریکا و اسرائیل بارها از ضرورت دور نگاه داشتن هم‌پیمانان ایران از گذرگاه قائم سخن گفته بودند و بمباران‌های متعدد مناطق نظامی اطراف آن، نشان‌دهنده همین نگرانی آمریکا و رژیم صهیونیستی است. بازگشایی القائم در عمل از اهمیت گذرگاه الولید (التنف) که در اختیار آمریکا است، خواهد کاست. بنابراین آنچه ممکن است امنیت این گذرگاه را تهدید کند، تحرک احتمالی نیروهای هم‌پیمان آمریکا در شرق فرات یعنی کردها برای تسلط بر آن است. علاوه بر اینکه بمباران‌های آمریکا یا اسرائیل هم یکی از شیوه‌هایی خواهد بود که ممکن است فعالیت این معبر را تحت الشعاع قرار دهد.

سید رضا قزوینی غرابی - خبرگزاری ایلنا

https://www.ilna.ir/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84-8/818236-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7-%D8%A7%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DA%AF%D8%B4%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%AF%D8%B0%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%A7%D9%84%D9%82%D8%A7%D8%A6%D9%85-%D8%B9%D8%B5%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF-%DA%86%D8%B1%D8%A7

 

پیام تلویزیونی دیشب عادل عبدالمهدی به معترضان هر چند پیش از انتشارش نیز آشکارا مشخص بود که حاوی نکته قابل توجهی نخواهد بود اما پس از انتشار آن مشخص شد اساسا عبدالمهدی پیام تظاهرات را درنیافته و ادبیات غالب در پیامش نیز امیدبخش نبوده است.
هدف از صدور پیام دیشب نخست وزیر مشخصا آرام کردن معترضان خشمگین و تفهیم این نکته به آنان بود که ریشه مشکلات متراکم موجود به دولت یکساله او باز نمی گردد.
 او گفت راه حل های جادویی ندارد و آرزوهایی که طی دهه های گذشته تاکنون محقق نشده در یک سال قابل تحقق نیست. جالب اینکه وی خواسته های مردم را آرزو نامید و برای آنکه فقط نظام سیاسی برآمده از ۲۰۰۳ تاکنون را مقصر محقق نشدن آرزوها معرفی نکند از آرزوهای محقق نشده در طول دهه ها گفت!
او با دفاع از اقدامات امنیتی اتخاذ شده و برخورد با معترضان گفت اتخاذ این تصمیمات سخت بود اما چاره ای نبوده است.
علاوه بر این عبدالمهدی اعلام کرد به خانواده های با درآمد بسیار پایین حقوق ماهانه پرداخت خواهد شد!
عبدالمهدی همچنین مدعی شد در کاخ زندگی نمی کند و موانع بتنی در خیابان های بغداد و برخی مناطق منطقه سبز را برداشته است !

هر چند که وی در بخشی از پیامش از رهبران احزاب و پارلمان خواست تا به او اجازه دهند اصلاحات وزارتی را بدون دخالت و بدون اعمال سیستم محاصصه(سهمیه بندی) انجام دهد، اما آشکارا وی پیام تظاهرات و اهداف معترضان را درنیافته یا در اتخاذ گام های اولیه برای تحقق آنها ناتوان است.

اخراج ۱۰۰۰ کارمند فاسد و پرداخت حقوق به خانواده های فقیر راه حل هایی موقت و ناچیز در برابر مطالبات مردم است. پیش از این نیز گفته بودم که اصلاحات بنیادین یا تغییر  مسالمت آمیز ساختار سیاسی عراق است که مانع تکرار اعتراضات خونین مشابه خواهد شد.

سید رضا قزوینی غرابی

بارگذاری مطالب بیشتر

مطالب پربازدید

چند نکته درباره گزارش نهایی کمیته عالی بررسی دلایل کشته شدن معترضان تظاهرات عراق

گزارش نهایی کمیته عالی وزارتی بررسی دلایل کشته و زخمی شدن معترضان ونیروهای نظامی عراق که توسط نخست وزیر تشکیل شده بود دیروز سه شنبه منتشر شد.در تظاهرات اخیر عراق...

ادعای کشف هسته تروریستی ایران، سرپوشی بر ناکامی‌های دولت آلبانی

رئیس پلیس آلبانی دیروز چهارشنبه در یک نشست خبری اعلام کرد، کشورش طرح عملیات تروریستی توسط نیروی قدس سپاه پاسداران علیه مجاهدین خلق (منافقین) را خنثی کرده است. براساس گفته‌های آردی...

فساد اصلاح گران !

بیانیه امروز ⁧مقتدی صدر⁩ در حمایت از تظاهرات جمعه آینده ⁧عراق⁩ موسوم به ۲۵ اکتبر، غیر اخلاقی و فرار به جلو بود. ‏او گفته: «همه افراد دولتی و سیاسی از...

بهار در آستانه رونمایی

رمان بهار روایتی از روزهای اشغال شهر موصل توسط گروه تروریستی تکفیری داعش و مظلومیت دختران مظلوم عراقی است. دخترانی که فارغ از مذهب و عقیده شان مورد تعدی تروریست...

افزایش مطالبات مقامات سیاسی برای اصلاح قانون اساسی عراق

پس از دعوت اخیر برهم صالح به برگزاری نشست ملی برای بازنگری در قانون اساسی، برخی شخصیت ها هم در حال صحبت از این ضرورت جدی هستند.معترضان در عراق هم...