All for Joomla All for Webmasters

آلبانی از جمله کشورهای اروپایی است که سال ها آرزوی پیوستن به اتحادیه اروپا را دارد اما موانع عمده ای در سر راه پیوستن این کشور کوچک حوزه بالکان به این اتحادیه وجود دارد.

اصلاحات گسترده اقتصادی و اداری، عدم دخالت دولت در حوزه های قضائی، شفافیت انتخابات و مبارزه با فساد از آیتم های اتحادیه اروپا در پیوستن تیرانا به این اتحادیه بوده است. این کشور در سایه حضور برخی رهبران و مقامات سیاسی فاسد و راه اندازی باندهای مافیایی که باعث نارضایتی و اعتراضات مردم نیز بوده است، نقش قابل توجهی در محقق نشدن این آرزوی دیرینه 13 ساله داشته اند.

چند روز قبل بود که رسانه های آلبانی نوار صوتی را از یک تاجر مواد مخدر منتشر کردند که وی در آن از اقدام خود در مجبور کردن هواداران احزاب مخالف ادی راما نخست وزیر فعلی برای رأی دادن به او و حزبش (حزب سوسیالیست) سخن گفته است.

این اظهارات که جنجال زیادی را در آلبانی برانگیخته و باعث شده تا احزاب مخالف خواستار کناره گیری راما و برگزاری انتخابات جدید شوند نشان می دهد نخست وزیر فعلی با ارعاب و کمک باندهای مافیایی مواد مخدر، فرآیند دمکراتیک رأی گیری و انتخابات در این کشور را دچار اختلال کرده و عملا نتایج انتخابات را به سود خود و حزبش به سرقت برده است.

حضور گروه تروریستی منافقین (مجاهدین خلق) در پایگاهی در اطراف تیرانا نیز می تواند مزید بر علت شود تا عملا دولت راما را در وضعیت بدی در خصوص پیوستن کشورش به اتحادیه اروپا کند. گروه تروریستی منافقین پس از آنکه هیچ یک از کشورهای جهان حاضر به پذیرش آنها از عراق نشدند در نهایت با فشارواشنگتن و تقدیم 20 میلیون دلار به دولت تیرانا، در آلبانی مستقر شدند.

واقعیت این است که این گروه بدنام که برای 17 سال در لیست تروریستی آمریکا و سال ها در لیست های تروریستی اتحادیه اروپا و انگلیس بوده و ده ها گزارش حقوق بشری و امنیتی علیه آن در سراسر غرب منتشر شده است در دولت نخست راما به شدت فعال شد. راما که قرار بود منافقین را در اماکن خود در تیرانا محصور نگاه دارد، به این گروه تروریستی آزادی عمل داد، و در شرایط نامطلوب اقتصادی آلبانی، زمین بسیار وسیعی را به مساحت 340 هزار مترمربع در دورس در اخیار آنها قرار داد تا آزادانه در آنجا تحرک کنند و پایگاه خود را به صورتی که تمایل دارند بسازند.

منابع رسانه ای و روزنامه نگاران در آلبانی بارها از رشوه های گسترده این گروه شبه نظامی به پلیس و برخی دیگر از شخصیت های این کشور مطالبی را منتشر کرده بودند. مجاهدین خلق عملا در دولت فاسد راما توانستند برای خود جایگاهی پیدا کنند و با دادن مبالغی پول، تعدادی از شخصیت های سیاسی و پارلمانی آلبانی را به مراسم و برنامه های خود دعوت کنند تا به سود این گروه و علیه حکومت در ایران تبلیغ کنند.

توییت اخیر ادی راما که با وجود مشکلات فراوان سیاسی این روزهای آلبانی و حضور مردم در خیابان ها، ایران را متهم به ایجاد تنش در خاورمیانه کرده و همراهی خود را با کشورهای متخاصم با تهران یعنی عربستان سعودی، امارات و آمریکا به طور مستقیم اعلام کرده، دقیقا شبیه به مواضع گروه تروریستی منافقین است. همین موضوعات در کنار هم نشان می دهد به طور جدی باید درباره کمک های منافقین به راما علیه مخالفان سیاسی خود به خصوص درآستانه انتخابات نزدیک آلبانی تأمل کرد.

دولت آلبانی از همان ابتدا باید به خوبی درک می کرد که چرا هیچ یک از کشورهای جهان از جمله ایالات متحده که حامی شدید منافقین است حاضر به پذیرش این گروه در خاک خود و انتقال آنها از عراق نبودند. مجاهدین خلق در هرکجا که حضور یافتند دست به اقدامات تخریبی و غیرقانونی زدند. همین نکته و فهرستی طولانی از دلایل دیگر از جمله نقض حقوق انسانی صدها عضو این فرقه که در آلبانی نگهداری می شوند می تواند تیرانا را در آینده دچار مشکلات متعددی کند.

منافقین اکنون با گذشت حدود پنج سال از حضور در آلبانی به بخشی از فرآیند فساد در این کشور و همکاری با مقامات فاسد آن تبدیل شده اند. هیچ بعید نیست که در انتخابات پیش رو در آلبانی شاهد نقش آفرینی منافقین به سود حزب حاکم و تقویت حزب سوسیالیست که اتفاقا هم فکر با مجاهدین خلق هم هستند باشیم. تجربه دخالت های متعدد آشکار و غیرآشکار منافقین در انتخابات پارلمانی عراق به سود برخی افراد که از طریق تبلیغات و هزینه های مالی انجام می شد به راحتی میتواند در آلبانی تکرار شود و شرایطی به مراتب بدتر از انتخابات پر حرف و حدیث سال 2017 این کشور را ایجاد کند.

در نهایت، این مردم آلبانی هستند که قربانی سیاست های دولت این کشور در ارتباط با یک گروه فاسد و تروریستی خواهند شد که می‌تواند در فرآیند سخت و پیچیده مذاکرات برای پیوستن به اتحادیه اروپا به ضرر تیرانا باشد.

تحریر - تنش ها میان ایران و آمریکا که پس از خروج ترامپ از برجام شدت یافت از چهار هفته قبل و پس از آنکه ایران یک پهپاد پیشرفته آمریکایی را در آب های خلیج فارس سرنگون کرد بیشتر شده است. البته دامنه این تنش محدود به واشنگتن و تهران نماند بلکه دامنه آن پس از آنکه جبل الطارق یک نفتکش ایرانی به نام گریس 1 را با کمک تفنگداران برتانیایی توقیف کرد، به روابط تهران و لندن نیز کشیده شد. (1)

این دو رخداد مهم را می توان سرآغاز جنگ پهپادها و نفتکش ها میان ایران از یک سو و و بریتانیا از سوی دیگر دانست.

ایرانی ها و به خصوص دولت روحانی انتظار داشتند که پس از امضای برجام گشایش قابل توجهی در شرایط اقتصادی آنها به وجود آید اما نه تنها تاکنون از تحقق این موضوع نا امید شده اند بلکه پس از ریاست جمهوری ترامپ و خروج یک طرفه واشنگتن از برجام و افزایش تحریم های ایالات متحده، آنها شرایط را سخت می بینند و معتقدند علی رغم عمل به مفاد برجام، طرف های غربی به هیچ کدام از تعهدات خود عمل نکرده اند. (2)

سیاست افزایش تنش ایالات متحده با ایران در منطقه به خصوص در عراق نیز افزایش یافت و دو طرف به تهدید یکدیگر ادامه دادند. خبر اعزام ناوهای نظامی به خلیج فارس نیز بخشی از سیاست افزایش تنش و تهدید ایران تلقی می شود (3) بنابراین ایرانی ها به طور طبیعی مترصد این فرصت بودند تا به این سیاست آمریکایی ها پاسخ دهند. از این رو سرنگونی پهپاد پیشرفته گلوبال هاوک توسط سپاه پاسداران را باید بخشی از سیاست ایران برای ایجاد توازن در این تهدیدها قلمداد کرد.

ایران همان زمان اعلام کرد این پهپاد را در محدود هوایی خود زده است (4) اما آمریکایی ها این موضوع را نمی پذیرند. (5) هر چند که نقشه هایی که تهران از مسیر پرواز این پهپاد نشان داد و واکنش منفعلانه واشنگتن به این اقدام تهران نشان می دهد که تا اینجای کارروایت ایرانی ها را باید به واقعیت نزدیک تر دانست.

همان زمان، سخن از این بود که این اقدام تهران سطح تنش ها را بالاتر خواهد برد اما موضوع این بود که شاید این اقدام تهران باعث خشم واشنگتن شود اما از سویی دیگر کاخ سفید را از نزدیک با این حقیقت آشنا خواهد کرد که تهران در پاسخگویی به هرگونه اقدام نظامی واشنگتن در هر سطحی که باشد آمادگی جدی دارد و حضور چند هزار نظامی آمریکایی در منطقه به همراه جنگ افزارهای پیشرفته و گران قیمت آنها که همگی در تیررس موشک های ایرانی هستند پاشنه آشیل واشنگتن در مواجهه با ایران خواهد بود. شاید واکنش نرم ترامپ به این رخداد و حتی تمایل وی برای گفتگو پیامد همین شناخت بوده است. (6)

از همین جاست که خبر مبهم و پارادوکسیکال سرنگونی یک پهپاد شناسایی ایرانی در روز 18 ژولای که توسط ترامپ اعلام شد (7)  او را به قدری ذوق زده کرد که به نظر می رسد اکنون واشنگتن تنها به دنبال اعاده اعتبار و حیثیت خود در داخل و خارج در موضوع سرنگونی گلوبال هاوک توسط ایرانی ها بوده است و سطح این پاسخگویی برای ترامپ اصلا اهمیتی ندارد حتی اگر قیمت پهپاد ایرانی یک هزارم پهپاد دویست میلیون دلاری آمریکا باشد.

ترامپ اکنون هم توسط متحدان عرب خود در سعودی و امارات به دلیل رفتار منفعلانه در قبال هدف قرار گرفتن پهپادش مورد تمسخر واقع شده است و هم در داخل آمریکا و در آستانه رقابت های انتخاباتی به دلیل این رفتارهای پرهزینه خود مورد انتقاد است. بنابراین سطح واکنش ترامپ نسبت به پاسخ های ایران تابعی از شناخت وی از قدرت نظامی ایران در خلیج فارس و منطقه و همچنین هزینه های سازی های بی مورد در آستانه رقابت های انتخاباتی است.

شاید بتوان گفت توقیف نفتکش گریس 1 توسط تفنگداران دریایی بریتانیا در 4 ژولای درحقیقت بخشی از مأموریت محول شده واشنگتن به لندن برای تحت فشار قرار دادن تهران در خصوص سرنگونی پهپاد آمریکایی و تقسیم مأموریت میان لندن و واشنگتن برای افزایش تنش علیه تهران بوده است.

بریتانیا با اینکه مدعی بود محموله نفت ایران به سمت سوریه در حال حرکت است اما تاکنون که بیش از دو هفته از ماجرای توقیف می گذرد هنوز مدرکی برای اثبات این موضوع ارائه نکرده است و ایران نیز از اساس این روایت انگلیسی ها را تکذیب کرده است. اقدامی که به نظر می رسد هم برای فشار بر ایرانی ها به جهت اقتصادی بوده و هم تلاشی برای منصرف کردن ایرانی ها از افزایش تدریجی غنی سازی اورانیوم بوده است.

روحیه ایرانی ها از همان ابتدای توقیف این نفتکش توسط انگلیسی ها گویای این بود که آنها اقدامات لندن را بی پاسخ نخواهند گذاشت به خصوص آنکه شهروندان و مقامات ایرانی نگاه مثبتی به تاریخ روابط لندن و تهران در ده های اخیر به خصوص در اواخر دوران سلسله قاجاری و تحقیر آنها توسط پادشاهی انگلستان ندارند. ترکیب این نگاه منفی تاریخی به انگلیسی ها و روحیه ایرانی با ایدئولوژی ضد استعماری شیعی، در سخنرانی 16 ژولای آیت الله علی خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی ایران که انگلیس را خبیث نامید و وعده داده بود که اقدام آن در توقیف نفتکش ایرانی بی پاسخ نخواهد ماند منعکس شد. (8)

اگر امیدی به حل دیپلماتیک نفتکش ایرانی می رفت اقدام جبل الطارق – انگلیس – در تمدید یک ماهه توقیف نفتکش در روز جمعه 19 ژولای (9) امیدها را بر باد داد تا همان روز و تنها 72 ساعت بعد از وعده رهبر عالی جمهوری اسلامی، سپاه پاسداران وعده او را در پاسخ به اقدام لندن محقق کند. (10)

جرمی هانت ساعاتی بعد از توقیف نفتکش انگلیسی اعلام کرد پس از بررسی، قدرتمندانه به اقدام ایران واکنش نشان خواهد داد. (11) پاسخی که بیشتر نشان می دهد ناشی از یک غرور و جاه طلبی تاریخی انگلیسی باشد تا یک پاسخ منطقی مبتنی بر شرایط و واقعیت.

مدیریت جنگ پهپاد ها و نفتکش ها که می تواند شرایط منطقه و همچنین اوضاع اقتصادی و نفت را دچار تنش کند اکنون در دست آمریکا و طرف های غربی است. رخدادهای صورت گرفته هفته های اخیر نشان می دهد که غربی ها با هدایت آمریکا و تحریک برخی کشورهای همسایه جنوبی ایران آغازگر تحریک ایرانی هایی بوده اند که بیش از سه سال و نیم منتظر تحقق وعده ها و اقدامات عملی طرف های غربی بوده اند.

به نظر می رسد تنها راه برون رفت از تنش های ایجاد شده فعلی، گفتگوهای هدفمند و منطقی دو طرف ماجرا برای تحقق و عملی شدن مفاد معاهده برجام است که در سال 2015 به امضای همه طرف ها رسیده است.

 * اصل این مقاله به زبان انگلیسی قلم سید رضا قزوینی غرابی (رضا الغرابی) در امریکن هرالد تریبیون منتشر شده است:

https://ahtribune.com/world/north-africa-south-west-asia/iran/3328-battle-of-tankers-and-uavs.html

 

پی نوشت ها:

https://news.sky.com/video/hunt-responds-to-seized-tankers-11766810

اینکه فرقه ها بنیان ها و ویژگی های مشترکی دارند موضوع قابل انکار و تردیدی نیست. بررسی فرقه ها در قرن بیستم به خوبی گویای این نکته است که این جوامع ایزوله و کوچک که توسط رأس هرم مدیریت میشوند و تا عناصر ذیل هرم، به آن رأس به عنوان چهره ای کاریزماتیک و به تشکیلات به عنوان سازمانی مقدس می نگردند همواره در جوامع گوناگون وجود داشته و با هر هدف سیاسی که شکل گرفتند در کُنه خود استثمار اعضا و بهره کشی از آنها را مدنظر داشته اند.

فرقه آلمانی پل شیفر (پایوس) یکی از این فرقه های ضد بشری است که با رهبری خشن شیفر زندگی صدها تن از اعضای خود را تباه کرد و مرتکب وحشیانه ترین رفتارها با آنان شد. این فرقه همزمان با حکومت ژنرال آگوستو پینوشه دیکتاتور سابق شیلی در این کشور فعالیت می کرد و به بخشی از دستگاه امنیتی و شکنجه گر وی علیه مخالفان دیکتاتور تبدیل شده بود.

شاید این موضوع جالب توجه بود که باعث شد فلوریان گالنبرگر کارگردان آلمانی در سال 2015 فیلم سینمایی Colonia را با اقتباس واقعی از رویدادهای دوران پینوشه و با نگاهی به مناسبات داخلی فرقه خشونت بار پایوس به روی پرده سینما ببرد.

تماشاگرانی که کولونیا را می بینند در همان بخش های ابتدایی فیلم، به شباهت های فوق العاده فرقه پایوس با سازمان مجاهدین خلق (گروهک منافقین) پی می برند. هرچند همانگونه که اشاره شد فرقه ها عموما ویژگی های مشترک متعددی با یکدیگر دارند اما تعدد اشتراکات فرقه شیفر با رجوی بسیار جالب توجه است.

شاید سرآغاز این تشابهات وجود یک رهبر کاریزماتیک – از منظر هواداران و اعضا - در رأس دو فرقه است. رهبرانی که خود را پیشوایان مطلق و بی چون و چرای فرقه معرفی می کنند. شیفر خود را واسطه انسان و خدا معرفی می کرد و رجوی نیز برای خود ساحتی شبه مقدس و موعود گونه ترسیم می کند.

ازدواج در هر دو فرقه ممنوع است و کسانیکه زن و شوهر یکدیگر بوده اند بنابر اراده رهبر فرقه از یکدیگر جدا شده اند و کودکان نیز پس از تولد یا در خردسالی از پدران و مادران خود گرفته می شدند.

در فرقه رجوی همانند فرقه پایوس به کودکان جدا شده – ربوده شده از پدران و مادران -  آموزش های سازمانی داده می شد و حتی سرودهای تشکیلاتی نیز به آنان آموخته می شد. مهدکودک های گروهک منافقین در عراق و پس از آن اروپا تا مدتها شاهد حضور کودکانی بود که از پدران و مادران خود جدا شده بودند و تحت آموزش های ویژه قرار می گرفتند تا در سنین جوانی به عنوان نیروهای وفادار، در اختیار رهبر فرقه باشند.

زن ها و مردها در فرقه های رجوی و پایوس جز در موارد استثنائی از هم به طور جداگانه نگهداری می شوند تا عملا منجر به ایجاد تعلقات عاطفی میان آنها که در این دو فرقه کاملا ممنوع است نشود. جالب آنکه در فیلم کولونیا آن موارد استثنائی درست مانند موارد استثنائی موجود در فرقه رجوی منجر به بروز مشکلات عاطفی و مشکلات حادتر برای برخی زن و شوهرهایی که به اجبار از یکدیگر جدا شده بودند می گردد. تعلق عاطفی در هر دو گروه جز برای پایوس و رجوی ممنوع است و همه توجه افراد باید متوجه این دو فرد باشد.

کولونیا در بخشی دیگر، به خوبی تحقیر و تنبیه افراد در برابر دیگر اعضای فرقه را در مقابل خطایی که انجام داده اند نشان می دهد. این موضوع، خود را به شکل نشست حوض در فرقه رجوی نشان می دهد. جلساتی که افراد در آن به اندیشه های مغایر با آموزه های فرقه به اجبار یا بر اثر ذهن شویی اعتراف می کنند، مورد تحقیر و سرزنش سایر اعضا قرار می گیرند تا از گناه خود شسته شوند.

توجه به ادبیات فرقه ای و تشکیلاتی و استفاده از واژگان خاص مانند برادر یا خواهر و خطاب کردن آنان به این شکل، از جمله اشتراکاتی است که در هر دو فرقه رجوی و پایوس دیده می شود. تمامی اعضای پایوس یکدیگر را به لفظ خواهر یا برادر خطاب می کردند اما عملکرد آنان همانند گروه رجوی شباهتی به مسمای این دو واژه ندارد.

رهبران فرقه ها غالبا خصیصه ها و رفتارهای شهوانی و غیراخلاقی دارند. این موضوع در دو فرقه مورد بحث نیز به خوبی دیده می شود. پایوس کودکان موجود در فرقه را مورد تجاوز جنسی قرار می داد و از آن سوی نیز بنابر اعترافات و خاطرات جداشدگان از جماعت رجوی، سرکرده آن، ده ها زن و دختر عضو این گروه را مورد تجاوز خود قرار داده است.

ارتباط رهبر دو فرقه با رژیم های دیکتاتوری حاکم بر شیلی و عراق نیز بسیار جالب توجه است. پایوس با اینکه آلمانی بود و اعضای فرقه اش نیز آلمانی بودند اما زیرزمین مخفی مقر خود را تبدیل به مکانی برای شکنجه جوانان هوادار دولت مردمی سالوادور آلنده که مخالف دیکتاتوری پینوشه بودند کرده بود. همچنانکه گروه رجوی نیز در سال های حضور خود در عراق و به خصوص همزمان با قیام مردم عراق در سال 1991، به مثابه بازوی امنیتی و نظامی حزب بعث عمل کردند و جوانان شیعه در جنوب و کرد و ترکمن در شمال عراق به خصوص در منطقه طوزخورماتو را تحویل سازمان امنیتی صدام حسین می دادند.

کار اجباری از دیگر ویژگی های مشترک دو فرقه است که کولونیا به خوبی آن را به تصویر کشیده است. اعضای این فرقه بخش اعظم وقت خود را در روز به طور اجباری به بیگاری طاقت فرسا برای فرقه می گذراندند. این موضوع به خصوص زمانی که فرقه رجوی در پادگان اشرف در دیالی عراق حضور داشت به شدت قابل توجه بود و افراد برای بهره کشی و همچنین تلاش برای دور کردن ذهن آنها از فکر و احساس مجبور به کارهای طولانی مدت می شدند. ساعات بیداری و خواب و غذاخوردن اعضا نیز در هر دو فرقه ساعت مشخص شده ای بود که توسط بلندگوها یا آژیر به آنها اطلاع داده می شد.

نبود وسایل ارتباط جمعی که اعضا از طریق آنها از اخبار دنیای بیرونی اطلاع یابند نیز از دیگر ویژگی های مشترک و بارز فرقه های ایزوله به خصوص دو فرقه مورد بحث می باشد. تنها وسیله ارتباطی یک سویه در کولونیا، بلندگوهایی بود که در محوطه نصب شده تا سخنرانی ها و اطلاعیه های پایوس را برای اعضا بخواند. همچنانکه در اشرف نیز تنها شبکه تلویزیونی این گروه برنامه های این فرقه و به خصوص سخنرانی های رجوی را پخش می کرد در دسترس بود.

نکته دیگر اینکه افراد حاضر در این فرقه همه به میل خود در آنجا حضور نداشتند. در میان افراد، اشخاص ناراضی یا اشخاصی که به زور به آنجا برده شده بودند نیز وجود داشتند. مشابه همین موضوع نیز در فرقه رجوی به خوبی دیده می شود. افرادی که با فریب و تطمیع و یا افرادی که با نیرنگ و زور وارد تشکیلات شدند همچنان در این گروه دیده می شوند.

شاید یکی از جالب توجه ترین شباهت ها میان فرقه شیطان صفت پایوس با فرقه رجوی تشابه دید آنها به مقر فرقه های خود است. پایوس و هواداران وفادار او، کولونیا دیگنیداد (نام مقر فرقه شیفر که اردوگاهی با تجهیزات کامل در مرکز شیلی بود که معنای آن مستعمره کرامت است) را به مثابه ناموس مقدس خود قلمداد می کردند. رجوی و پیروان وی نیز چنین نگاهی به اردوگاه اشرف داشته اند و دارند به گونه ای که به رغم اخراج خود از آن اردوگاه و انتقال به حومه بغداد و سپس تیرانا در آلبانی، همچنان از اردوگاه های خود به نام اشرف 2 و 3 نام می برند. علاوه بر اينكه هم كولونيا دیگنیداد و هم اشرف هر دو به وسیله موانع و سیم های خاردار محافظت می شدند تا افزون بر اینکه به مثابه زندانی برای اعضا باشند مانع از فرار آنها به بیرون نیز باشند.

شباهت معنایی واژه های کرامت و اشرف نیز در جای خود قابل توجه است.

پل شیفر در نهایت در سال 2010 در بیمارستان زندان سانتیاگو در شیلی جان سپرد و پرونده فرقه مخرب وی مانند رهبران بسیاری از فرقه های مشابه دیگر برای همیشه بسته شد. پایان این چنینی که عاقبت همه فرقه های خشن و ضد بشری بوده است می تواند در نهایت به عنوان یک نقطه مشترک دیگر میان فرقه رجوی و فرقه شیفر ثبت شود.

* سید رضا قزوینی غرابی

همزمان با گسترش روابط میان بغداد و تهران در سه ماه اخیر، مناسبات عربستان سعودی با عراق نیز شاهد تحولات قابل توجهی در همین دوره شده است. سفر اخیر هیئت عالی رتبه سعودی شامل شش وزیر و بیش از 100 شخصیت نشان می دهد ریاض به طور جدی به دنبال نقش آفرینی در عراق برای کم کردن اثر حضور ایران در این کشور و سایه انداختن بر توافقات اخیر مقامات ایرانی و عراقی است.

ساخت رایگان یک شهرک ورزشی در بغداد، بازگشایی تنها گذرگاه مرزی دو کشور، اتصال شبکه برق عراق به شبکه برق عربستان و فروش برق به آن با نصف قیمت برق فروخته شده ایران به عراق، افزایش تبادل تجاری به چهار میلیارد دلار و افزایش تدریجی آن به 10 میلیارد دلار در سال های آینده، اعطای بورسیه های تحصیلی به دانشجویان عراقی، افتتاح کنسولگری در چهار شهر عراق و دادن روادید، پروژه های سرمایه گذاری برای اشتغال 200 هزار کارگر عراقی در داخل عراق، افزایش سهمیه حج عراق و ... از جمله اقدامات بی سابقه سعودی ها در عراق است.

هرچند مناسبات ریاض با بغداد از دوران العبادی شاهد بهبودی سریع بود، اما به اعتقاد تحلیل گران همزمانی این توافقات بیشتر از آن که به سود سعودی ها باشد به سود عراقی هاست. توافقات سه ماه اخیر تهران و بغداد، نشان می دهد ورود پررنگ ریاض به عراق در حقیقت تلاش برای محدود کردن نقش تهران در عراق و اثرگذار کردن تحریم های آمریکاست. برخی منابع دیپلماتیک معتقدند که این امتیازات شگفت آور سعودی ها برای عراق به اصرار و فشار واشنگتن بر ریاض بوده است و خود سعودی ها به تنهایی چنین سطحی از امتیازات را به عراقی ها نمی دادند.

واقعیت این است که آمریکا پس از 15 سال رویارویی مستقیم با ایران در عراق به این نتیجه رسیده است که به تنهایی و از طریق افزایش نیروهای نظامی خود در این کشور یا حتی اجبار بغداد به همراهی با تحریم ها علیه تهران نمی تواند نتیجه مطلوب را به طور کامل کسب کند بنابراین وجود مشوق های اقتصادی برای عراق و ایجاد جایگزینی برای ایران در عراق را باید در کنار دیگر سیاست های خود در قبال ایران دنبال کند و عربستان سعودی باید بخشی از این طرح را از طریق ورود به بازار عراق و حتی عرصه اجتماعی آن اجرا کند. این که ورود سعودی ها به عراق و تحقق پایدار روابط آن با بغداد در آینده تا چه اندازه موفق باشد باید جداگانه مورد بحث قرار بگیرد.

سید رضا قزوینی غرابی - روزنامه خراسان

تحریر - قزوینی - چند هفته ای است که برخی رسانه ها و انبوهی از صفحات در شبکه های اجتماعی ایرانی در حال انتشار اخبار و گزارش های مشکوکی درباره شهروندان #گردشگر عراقی است که به ایران سفر می کنند.

سید رضا قزوینی - پارلمان عراق کم کم دارد شکل خود را پیدا می کند. هر چند به گفته کمیساریای انتخابات عراق نتایج نهایی امروز اعلام می شود اما به نوشته بغدادالیوم ، ائتلاف"السائرون" وابسته به مقتدی صدر، با کسب 54کرسی پارلمانی در صدر قرار دارد.

سید رضا قزوینی - هرچند با وجود عضویت حیدر العبادی در حزب الدعوه به او به عنوان چهره نزدیک به ایران نگریسته نمی شود (برعکس نوری المالکی) اما ابو یُسر (آنگونه که دوستان نزدیکش او را صدا می زنند) در طول دوره نخست وزیری خود تلاش کرد تا سیاست ایجاد توازن را در مناسبات عراق با طهران و واشنگتن اجرا کند و در این مسیر تا حدود زیادی موفق بوده است.

مرکز مطالعات شرق عربی به ریاست دکتر علی المؤمن، نویسنده و پژوهشگر عراقی، به تازگی نتایج یک پژوهش خود درباره انتخابات عراق را منتشر کرد. این مرکز از نخستین انتخابات عراق پس از صدام تاکنون، پژوهش های اینچنینی در این حوزه داشته است و به گفته آن، به نسبت 85% به رخدادها و نتایج نزدیک بوده است.

دکتر مصطفی مطهری – تحریر - راهبرد هدفمند منطقه ای محمد بن سلمان برای فراهم سازی هژمونی سعودی در منطقه و برهم زدن  تعادل یا موازنه موجود منطقه ای دارای مختصات متنوع و ابعاد چند گانه ای است.

بارگذاری مطالب بیشتر